نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۳۸ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای ماه معربد، ز کجایی و چه نامی؟

یا رب بفدای تو دو صد جان گرامی

هر شیوه که بینم همه حسنست و ملاحت

روی تو ز روم آمد و زلفین تو شامی

پیچ و گره زلف تو ناگاه عیان شد

افتاد دل عاشق در بند غلامی

چون نام تو در نامه بدیدم شدم آزاد

جانم بفدای تو، زهی نامه نامی

از صحبت جانان بکجا میروی؟ ای دل

زنهار! ازین خانه ببیرون نخرامی!

از عشق گشاید گره بسته جانت

گر صدر عظامی تو و گر بدر تمامی

قاسم نتواند که شکیبد ز تو یک دم

ای پشت و پناه دل و ای حاکم و حامی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف جمال و زیبایی معشوق پرداخته و شاعر از او می‌پرسد که از کجا آمده و نامش چیست. او به شدت تحت تأثیر زیبایی معشوق قرار دارد و جانش را فدای او می‌کند. شاعر اشاره می‌کند که هر زیبایی که می‌بیند در مقایسه با روی معشوق هیچ است و پیوند عشق او او را به بند کشیده است. وقتی نام معشوق را می‌بیند، احساس آزادی می‌کند. در ادامه، شاعر از دل خود می‌خواهد که از عشق معشوق خارج نشود و از گره‌های عشق که جانش را می‌گشاید، سخن می‌گوید. او حافظ معشوق و حامی دل خود را می‌خواند و نمی‌تواند بدون او تاب بیاورد.