شمارهٔ ۶۴۱ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
هله! ای جان گرامی، ز کجایی و چه نامی؟
مُحْیی جان و جهان، ماحی آثار ظلامی
نامه عشق تو دیدم، صفت عشق شنیدم
دل و جانم به فدای تو، زهی نامه نامی!
نامه عشق و مودت، همه علم و همه حکمت
همه اسرار هدایت، سخن حضرت سامی
کس ازین گونه کرامات ندارد به دو عالم
اهل سجده و تسبیح، حریف می و جامی
دل و جان همه عالم، ز تو واله، ز تو حیران
به همه شیوه لطیفی، به همه حُسن تمامی
همه عالم به تو حیران شده در صورت و معنی
چه شریفی؟ چه لطیفی؟ چه امامی؟ چه همامی؟
تو مگو تزکیه خود بر آن واقف سرمد
اگر از زمره خاصی، اگر از جنس عوامی
منتظم کی شود، ای دوست، طریق تو؟ که هرگز
در ره مذهب و ملت، نه نظامی، نه نظامی
به جمالت متحیر همه دلها، همه جانها
قاسمی کرد فدای تو همه عمر گرامی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر زیبا، شاعر از عشق و محبت به یک شخص خاص سخن میگوید. او به ستایش زیباییها و صفات خوب آن فرد میپردازد و عشق و مودت را علم و حکمت میداند. شاعر بر این نکته تأکید دارد که هیچکس در دو جهان مانند این فرد کرامات و ویژگیهای عالی ندارد و همه مخلوقات به جذابیت و شخصیت او احساس حیرت و شگفتی میکنند. در نهایت، شاعر از اینکه راه و روش این دوست نمیتواند به هیچ نظامی وابسته باشد، ابراز نگرانی میکند. به طور کلی، این شعر تجلی عشق عمیق و ستایش از شخصیت محبوب است.