شمارهٔ ۶۴۲ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
پیش از بنای مدرسه و دیر ارمنی
ما با تو بوده ایم، «سیور من بجان سنی »
ای عشق، شاد باش، که سلطان مجلسی
ای عقل، چاره بر، ز گدایان خرمنی
ما را بفیض زنده جاوید کرده ای
ای عشق جان نواز، که چون روح در تنی
منصوروار لفظ «اناالحق » بگو بجد
چون پادشاه حسنی و از جمله احسنی
قربان ماه روی تو گردم هزار بار
ای شاه روزگار، «نچون سانمیسن منی »؟
صدبار اگر بروز ببینم جمال تو
روشن شوم ز عکس که مرآت روشنی
ای قاسمی، تو دیدن دلدار را طلب
موسی صفت، که ساکن وادی ایمنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به بیان عشق و محبت میپردازد و از حالتی روحانی و معنوی صحبت میکند. شاعر از عشق به عنوان یک نیروی زنده و جاوید یاد میکند که زندگی را معنا میبخشد. عشق را به عنوان یک سلطان و پادشاه میبیند که میتواند دلها را روشن کند و در عین حال به تواناییهای عقلانی اشاره میکند. در این شعر، انتظار دیدار معشوق و تأثیر آن بر روح و جان شاعر نیز به شکلی زیبا مورد تاکید قرار گرفته است. شاعر از خودگذشتگی و علاقهاش به معشوق به گونهای عمیق و هنرمندانه سخن میگوید.