شمارهٔ ۶۴۶ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای آتش سودای تو در جان جهانی
وی از تو بهر گوشه خروشی و فغانی
از درد تو خواهم که دمی زار بگریم
گر زانکه بجانم دهد این آتش امانی
هر کس بجهان مرتبه ای دارد و مالی
ماییم و هوای تو و سودا زده جانی
منعم مکن ار بنگرمت، زانکه نشاید
زان حسن دل افروز تو منع نگرانی
گر بی تو زیانند گروهی و ندانند
در مذهب ما بدتر ازین نیست زیانی
در دوزخ اگر پرتوی از حسن تو تابد
دوزخ شود از پرتو حسن تو جنانی
گر خوان غمت فوت شود از دل قاسم
فریاد بر آرد که: دو صد کاسه بنانی!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و longing (اشتیاق) نسبت به معشوق میپردازد. شاعر از آتش عشق خود سخن میگوید که در جان او شعلهور است و این احساس درد و اندوهی را به همراه دارد. او میخواهد در غم معشوق گریه کند و از درد عشقش بیتابی کند. شاعر به این موضوع اشاره میکند که هر کسی در دنیا مقام و مالی دارد، اما او تنها به عشق معشوق فکر میکند. او همچنین بیان میکند که اگر به معشوق نگاه کند، نمیتواند خود را از زیبایی او محروم کند. حتی اگر گروهی از زیبایی معشوق بیخبر باشند و در زشتی غرق شوند، او نگران این موضوع نیست، زیرا در عشق او عذابی یافته است که بدترین عذابهاست. اگر حتی در جهنم هم نوری از جمال معشوق بتابد، آن جهنم به بهشت تبدیل میشود. در پایان، شاعر به حال دل قاسم اشاره میکند و میگوید که اگر عشق او از دل قاسم برود، فریاد او بلند خواهد شد. به طور کلی، شعر بیانگر تشویش، عشق عمیق و تأثیر زیبایی معشوق بر زندگی شاعر است.