شمارهٔ ۶۶۳ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
هله! ای ماه وفاپیشه، که محبوب جهانی
همه روحی، همه راحت، همه امنی و امانی
بتو مدهوشم و حیران، به چه وصفت کنم، ای جان؟
مگر این وصف که گویم که: شه زنده دلانی
هوس لجه دریاست مرا، تا که برآرم
در دریای شب افروز، ازین بحر معانی
همه عالم بتو گلشن، همه گیتی بتو روشن
گل آدم ز تو گلشن، تو مگر شمع جهانی؟
کرمش را نشناسی، که محیطست بعالم
قدمش را نشناسی، که اسیر حدثانی
حال دل با تو چه گویم؟ که تو دانای ضمیری
تو بصیر همه بینی، تو خبیر همه دانی
قاسمی، سوی خرابات مغان آ، که ببینی
همه جاشان محبت، همه جا عشق و جوانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف محبوبی میپردازد که عشق و احساسات عمیق را در دل شاعر بیدار کرده است. شاعر از زیبایی و نورانی بودن محبوب سخن میگوید و او را سرچشمه آرامش و امنیت میداند. او به حیرت و مدهوشی خود در مقابل محبوب اشاره میکند و میگوید که همه عالم وجود به واسطه این محبوب روشن و سرسبز است. در این متن همچنین از مقام دل و معرفت محبوب یاد میشود و به اهمیت عشق و محبت در زندگی اشاره میکند. شاعر در انتها به آزادی و جوانی در خرابات (محل شادی و عشق) اشاره دارد.