نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۸۳ قاسم انوار

قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

هله! عاشقان، که راهست بهو،زنید هویی

ببرید جمله بر هو،بزنید های و هویی

بکنید خرقها را، که ز زرق رنگ دارد

ز سرشک سیل مژگان بکنید شست و شویی

بزنید حلقه بر در، که خسیس نفس پرور

بخدای ره ندارد،بخدا، بهیچ رویی

شب دوش گفت: جان را خبری رساند جانان

که چو چشمه گشت چشمم، نه چو چشمه ای،چو جویی

که ز عشق اگر نمویی،بنشین، سخن چه گویی؟

بجلال ما،نیابی، بجلال ره بمویی

بنیاز گفتم آخر که: جهان و جان فدایت

کس ازین ندید خوشتر، بزمانه آبرویی

ز جهان و جان برآمد،ز جهانیان سرآمد

به مشام جان قاسم ز تو تا رسید بویی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دعوتی به عشق و شادمانی است. شاعر از عاشقان می‌خواهد که به شور و شوق بپردازند و به عشق و زیبایی بیندیشند. او خواهان پاکسازی دل‌ها از زرق و برق دنیوی است و بر این نکته تأکید می‌کند که نفس خسیس مانع درک حقیقت و عشق است. در ادامه، شاعر از خبری که جانانش به او داده سخن می‌گوید و به تأثیر عشق اشاره می‌کند. او ابراز می‌کند که عشق و جلال حقایق عمیق‌تری را به ارمغان می‌آورد و در پایان به بوی دلپذیر جانان اشاره می‌کند که روحش را نوازش می‌دهد.