شمارهٔ ۶۹ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
دین هر کس بقدر صدق و صفاست
دیدن عاشقان طریق فناست
چند پرسی: لباب عرفان چیست؟
آنچه با فهم تو نیاید راست
سخن سر این معما را
تو ندانسته ای، مگو که خطاست
خواستم، جام داد و عذر بگفت
عذر این را کجا توانم خواست؟
در ریاض ابد بفیض ازل
جان ما را هزار نشو و نماست
قبله گم کرده ام، رو بنما
که جمال تو قبله دلهاست
قاسمی، آسمان الا الله
گرچه بالا بود ولی بی لاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عمق و پیچیدگی معارف عرفانی اشاره دارد. شاعر به زیبایی بیان میکند که دین هر فرد به اندازه صدق و صفای اوست و حقیقت عشق در فنا و زوال وجود است. او میگوید که درک عمیق عرفان برای همه ممکن نیست و بهتر است از گفتن آنچه که نمیدانیم خودداری کنیم. همچنین شاعر از خداوند طلب راه و هدایت میکند، زیرا تنها جمال الحق (خداوند) قبله دلهاست. در نهایت، نابودی و نیاز به خداوند را بهعنوان اصل اساسی زندگی بیان میکند.