شمارهٔ ۷۱ قاسم انوار
قاسم انوار / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ز درد عشق اگر جان غریق بحر بلاست
هزار شکر که دل در مقام صبر و رضاست
حریف بزم قلندر کسی تواند بود
که در طریق محبت ز جان و دل برخاست
میان مجلس مستان ز پا وسر بگذر
که آن مقام خراباتیان بی سر و پاست
مؤذنان حقیقت بلند میگویند
که: آستان خرابات عشق قبله ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان تجربه عشق و درد آن میپردازد. شاعر از تحمل و صبر در برابر مشکلات عشق سخن میگوید و بر این نکته تأکید میکند که در مسیر محبت، انسان باید از جان و دل خود بگذرد. او همچنین اشاره میکند که در مجلس محبت و عشق، انسان باید از محدودیتهای دنیوی و جسمی بگذرد و به مقام بالاتری دست یابد. در نهایت، به اهمیت عشق و جایگاه آن به عنوان یک جهتگیری روحانی اشاره میکند.