شمارهٔ ۷ قاسم انوار
قاسم انوار / ملمعات گیلکی / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بتا، به تارک هجران دل مرا بوزی
چه کردهام؟ چه شد آخر؟ بگو چرا بوزی؟
ترا که ترک ختا گفتم و نگفتم: گیل
مرا ز عین تکبر بدین خطا بوزی
چه دیدهای، چه شنیدی ز قاسمی؟ کو را
به جور و ظلم و ستمکاری و جفا بوزی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به معشوق خود میگوید که او چرا به او بیمحلی میکند و از او میخواهد علت این بیتوجهی را بگوید. او از فقدان و جدایی رنج میبرد و از معشوقش میخواهد که به خاطر تبعات رفتارش او را سرزنش نکند. شاعر همچنین به بیرحمی و ظلمی که از جانب دیگران دیده، اشاره میکند و به معشوق خود میگوید که از او آزردهخاطر است.