نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۱ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

اسیران جای هم از خاک دامن‌گیر هم دارند

چو گوهر جمله در بر حلقه زنجیر هم دارند

نشسته تشنگان ابر رحمت تا کمر در گل

به شکل سبزه گردن بر دم شمشیر هم دارند

نمی‌دانم چه مقصود است فرزندان آدم را

که افسون در زبان‌ها از پس تسخیر هم دارند

خوشا احوال شوق رشته‌های شمع این مجلس

که دائم در زبان‌ها آتش از تأثیر هم دارند

فکنده عشق بر آیینه دل آنچنان پرتو

که پنداری چو مهر و مه شکر در شیر هم دارند

به صید خاطر عشاق مژگان‌های وارونش

نشان‌ها در نظر از ترکش پرتیر هم دارند

نمی‌دانم چرا قصاب یاران ز خود غافل

زر قلبند و چشم کیمیا زاکسیر هم دارند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان پیچیدگی‌ها و تضادهای انسانی می‌پردازد. شاعر از اسیران سخن می‌گوید که در عین آزادی، در بندهایی از خاک و زنجیر گرفتارند. او از تشنگی معنوی و انتظار رحمت الهی در میان مشکلات و گلی‌ کاری‌ها اشاره می‌کند. در ادامه، اشاره به مساله‌ای وجود دارد که انسان‌ها با افسون کلام و تسخیر تحت تأثیر یکدیگرند. همچنین، شوقی که در جلسه وجود دارد و تأثیر آن بر احساسات و دوستی‌ها را توصیف می‌کند. در نهایت، شاعر به عشق و زیبایی‌های آن و همچنین به غفلت دوستان از ارزش‌های واقعی و درونی اشاره می‌کند. در کل، این شعر موضوعاتی چون عشق، آزادی، پیچیدگی‌های عاطفی و معنویت را به تصویر می‌کشد.