شمارهٔ ۱۶ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
بیایید ای حریفان تا مگر جوییم راهی را
به سوی عشق از این نامرادیها پناهی را
ز رخسار و قد و چشم تو هر کس میبرد بخشی
گلستان رنگ و سرو اندام و آهو خوشنگاهی را
بر آب افتد اگر عکسی از آن برگشته مژگانش
برون آرد روان از آب چون قلاب ماهی را
به تقصیر نگاهی میدهد جان در ره جانان
چو عاشق کس نمیداند زبان عذرخواهی را
متاع ناروایی داری از قصاب از او بگذر
که اینجا میپسندند اشگ سرخ و رنگ کاهی را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و جستجوی پناهی در برابر نامرادیها صحبت میکند. او زیباییهای معشوق را توصیف کرده و به تأثیر آنها بر دل و جان عاشق اشاره میکند. شاعر میگوید که نگاهی از طرف معشوق میتواند جان عاشق را به خطر اندازد و او هیچ زبانی برای عذرخواهی ندارد. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که در اینجا، اشک سرخ (حسی عمیق و واقعی) به مراتب بیشتر از متاعهای بیارزش مورد توجه است.