شمارهٔ ۲ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای ذات پاکت از همه ماسوا، سوا
وز درگه تو یافته هر بینوا، نوا
انعام توست بر همه خاص و عام، عام
تشریف توست بر قد هر نارسا، رسا
گمگشتگان وادی جهل مرکبیم
راهی ز روی مرحمت ای رهنما، نما
ما را چو حاصلی نبود غیر معصیت
ای وای اگر دهی تو روز جزا، جزا
در دم چهار موجه دریای خون شود
در کشتیای که نیست در آن ناخدا، خدا
پنهان ز خلق تکیه زدن بر سر سریر
بهتر ز طاعت به سر بوریا، ریا
قصاب خسته دل به جناب تو کرده رو
او را ببخش زین در دارالشفا، شفا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف ذات پاک خداوند و نعمتهایش میپردازد. شاعر از موقعیت دشوار انسانها در دنیای پر از جهل و گمراهی صحبت میکند و از خدا درخواست راهنمایی میکند. او به ناتوانی و گناهکاری خود اعتراف کرده و از خداوند میخواهد که در روز حسابرسی به او رحم کند. در نهایت، شاعر به سراغ خداوند میرود و درخواست شفا برای کسی که در درد و رنج است، میکند. شعر بیانگر نیاز و امید انسان به رحمت و بخشش الهی است.