نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۰ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

رویت از آیینه ای دلدار می‌گیرم سراغ

یار را در خانه اغیار می‌گیرم سراغ

خال را می‌جویم از دنباله ابروی دوست

نیست عیبم مهره را از مار می‌گیرم سراغ

شرح غم می‌پرسم از کاکل، ز زلف آشفتگی

شغل خویش از محرمان یار می‌گیرم سراغ

زخم دل را بخیه گیرا نیست تا بر خون نشست

تاری از آن موی عنبربار می‌گیرم سراغ

در میان عشق‌بازان من شدم باریک‌بین

بس‌که از آن طره طرار می گیرم سراغ

پیش پای یار برمی‌خیزم از جا چون غبار

بوی دلبر زان سبک رفتار می‌گیرم سراغ

هم ز گل می‌پرسم احوال تو هم از عندلیب

کم تو را می‌بینم و بسیار می‌گیرم سراغ

در زبانم نیست حرفی غیر حرف یار من

بس‌که قصاب از در و دیوار می‌گیرم سراغ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعری عاشق است که در جستجوی معشوق خود به لایه‌های مختلفی از عشق و احساسات اشاره می‌کند. شاعر از روش‌های مختلفی برای یافتن خبر از محبوب خود استفاده می‌کند، از جمله بررسی نشانه‌ها و عناصر طبیعی، صحبت با دیگران و حتی پرهیز از هر چیزی جز یاد محبوب. او به شدت متأثر از عشق است و به طور مداوم در پی شناخت و درک حال معشوقش می‌باشد. در نهایت، شاعر نشان می‌دهند که عشق او به حدی عمیق است که حتی در ناامیدی از بیان آن، ناتوان است.