نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۱۲ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

دیده تا چند به دیوار تو یا شاه نجف

مردم از حسرت دیدار تو یا شاه نجف

زین گلستان گل عیشم رسد آن دم که فتد

نظرم بر گل رخسار تو یا شاه نجف

روضه خلد برین خوار بود در نظرش

هر که گل چید ز گلزار تو یا شاه نجف

نیست حرفی که ز سرّ دو جهان آگاه است

هرکه شد آگه از اسرار تو یا شاه نجف

نقد و جنس دو جهان را به فدای تو نمود

هرکه گردید خریدار تو یا شاه نجف

گفتی آیی به سرم چون رودم از تن جان

نیست انکار در اقرار تو یا شاه نجف

بیمی از تاب صف حشر ندارد قصاب

هست در سایه دیوار تو یا شاه نجف

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به وصف عشق و ارادت به شاه نجف می‌پردازد. شاعر از حسرت و longing برای دیدن او سخن می‌گوید و بیان می‌کند که زیبایی و عظمت شاه نجف بهقدری بالاست که هر چیز دیگر در دنیا در مقابل او بی‌ارزش است. همچنین، شاعر به اهمیت و مقام والای او اشاره می‌کند و می‌گوید هر کس که به اسرار و علم او آگاه شود، دو جهان را به فدای او می‌دهد. در نهایت، شاعر به آرامش و امنیتی که در سایه وجود شاه نجف احساس می‌کند، اشاره می‌کند.