شمارهٔ ۲۱۸ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
کم خور ای روشنضمیر از سفره دو نان نمک
نیست آسان خوردن دانا دل از نادان نمک
میخورند از بسکه با یکدیگر از روی نفاق
عالمی را در حقیقت کرده سرگردان نمک
قدر مردان بر طرف شد زین نمکنشناس چند
تا به کی نوشند این مردان ز نامردان نمک
شرطها دارد بهجا آوردن آن مشکل است
خوردن آسان نیست ور یک ذرّه با رندان نمک
لقمهای بی خون زخم دل گوارای تو نیست
درد اگر خواهی مخور از دست بیدردان نمک
از برای امتحان ناکس و کس کافی است
یک سرانگشتی که بخشد در بن دندان نمک
دوش گریان میشدم قصاب از کویش که ریخت
آن سراپا ناز بر زخم دلم خندان نمک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نوعی به نقد روابط انسانی و دنیای نفاق پرداخته است. شاعر به مخاطب میگوید که از خوردن نان همدلی و محبت با نادانان پرهیز کند، چون در این نفاق، دلی سرگردان میشود. او بر این نکته تأکید دارد که مردان واقعی نباید از افراد بیqualité و نادان تغذیه کنند و خوردن این نامردان، دل را آزرده میکند. همچنین، اشاره میکند که در روابط باید احتیاط کرد، زیرا امتحان کردن افراد نادرست آسان نیست و دردی که از آنها میرسد، قابل تحمل نیست. شاعر در نهایت با استفاده از تصویرسازی قوی، به احساسات خود نسبت به خیانت و زخمهای عاطفی اشاره میکند و همین طور نفاق را نقد میکند.