نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۴ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

میان خوب‌رویان تا نمودند انتخاب از هم

جدا کردند رخسار تو را با آفتاب از هم

ز بس کاهید ما را درد او زین هجر، از آهی

فرو ریزد بنای هستی ما چون حباب از هم

مگر اندر بغل دارند جزو بی‌وفایی را

که آموزند دائم گل‌رخان درس کتاب از هم

دل صدپاره آتش‌نهاد خون‌چکانم را

به بزم عیش می‌گیرند خوبان چون کباب از هم

یکی از زلف پیچ و دیگری تاب از کمر دارد

نمی‌باشد پریشان‌خاطران را پیچ و تاب از هم

دل آباد اگر خواهی مکن ویران دل کس را

که می‌باشند اکثر خانه دل‌ها خراب از هم

نمی‌آیند بیرون روز حشر از عهده دل‌ها

اگر جوییم ما قصاب با خوبان حساب از هم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و عشق می‌پردازد و از درد جدایی و هجران می‌گوید. شاعر احساس می‌کند که زیبایی محبوب او را از زیبایی‌های دیگر جدا کرده و در اثر هجران، قلبش به شدت رنجیده و خرد شده است. او همچنین به وفاداری و بی‌وفایی در عشق اشاره می‌کند و از عواطف انسانی و عشق واقعی می‌نویسد که می‌تواند دل‌ها را آباد یا خراب کند. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که در روز جزا، افراد نمی‌توانند از بار احساسات و دل‌شکستگی‌هایشان فرار کنند و باید با حساب عشق و زیبایی‌های موجود در زندگی روبرو شوند.