شمارهٔ ۲۶۰ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
شدم تسلیم درکوی تو منزل را تماشا کن
به خاک و خون نشستم تا کمر گل را تماشا کن
ز تن دوری نمود از یک تبسّم سیر کن جان را
ز خود رفت از نگاهی طاقت دل را تماشا کن
کنارم باز سبز از دانه اشک ندامت شد
بیا بر چشم من بنشین و حاصل را تماشا کن
بر داغ جنون پیدا است پنهان سوخت باید دل
در این دیوانگیها عقل کامل را تماشا کن
ز دل هرگز نمیگردد خطا یک تیر مژگانش
شکار اندازی صیاد قابل را تماشا کن
عجایب وحشتی قصاب در خون جگر دارم
تپیدنهای مرغ نیمبسمل را تماشا کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از تسلیم شدن در برابر عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید. او با توصیف درد و رنج ناشی از دوری، به تماشای زیباییهای عشق دعوت میکند و به احساسات عمیق خود پرداخته است. شاعر تأکید میکند که حتی در دیوانگی و جنون عشق، عقل و درک عمیق از عشق را باید مورد توجه قرار داد. همچنین، به تأثیر اشک و ندامت بر روح و قلب انسان اشاره میکند و از حسرت و دلتنگی ناشی از جدایی مینویسد. در کل، این شعر عمیقاً به احساسات عاشقانه و مسائل مربوط به درد عشق پرداخته است.