شمارهٔ ۲۷ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دل پر از افغان و ظاهر خالی از جوشیم ما
از سخن لبریز و از گفتار خاموشیم ما
تا به بر گیریم هر دم تیر تقدیر تو را
جمله اعضا چون کمان پیوسته آغوشیم ما
چون تن آیینه پنهان در لباس جوهریم
گرچه در ظاهر ز عریانی نمد پوشیم ما
حرف بسیار است اما رخصت گفتار نیست
بر سر چندین هزار اسرار سر پوشیم ما
نزد اهل دل زباندانی نمیدانم که چیست
هرکجا قصاب حرفی بگذرد گوشیم ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعر به عمق احساسات و رازهای درونی انسانها اشاره دارد. شاعر میگوید که با وجود پر از درد و احساسات، در ظاهر به نظر آرام و بیصدا هستند. او به تصویری از انسانها میپردازد که در تلاشند تا تقدیر خود را در زندگی بپذیرند و کنترل کنند. همچنین به پوشیدگی و پنهان بودن واقعیات درونشان اشاره میکند، چرا که در ظاهر ممکن است عریان یا ضعیف به نظر برسند، ولی در واقع در پشت آنها اسرار و حرفهای زیادی نهفته است. در نهایت، او به این نکته میپردازد که در نزد افرادی که به دل و احساسات اهمیت میدهند، زبان و گفتار به تنهایی کافی نیست و درک عمیقتری نیاز است.