نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای خرم از نسیم وصالت بهارها

گلچین بوستان رخت گلعذارها

اشجار باغ را به نظر گر درآوری

نرگس به جای برگ بروید زخارها

بنمای رخ به ما که ز حد رفت کار دل

گیرد قرار تا دل ما بی‌قرارها

دل کارخانه‌ای است رگ و ریشه پود و تار

تا دیده‌ای گسسته ز هم پود و تارها

مطرب به نغمه کوش که یک‌دم غنیمت است

تا پرده بر نخاسته از روی کارها

در آب رفت نوح و تو در خواب غفلتی

بستند همرهان همه بر ناقه بارها

عالم تمام یک شب و یک روز بیش نیست

قصاب چند سیر کنی در دیارها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره زیبایی و لذت‌های زندگی، عشق و گذر زمان است. شاعر به معشوق خود اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که خود را نمایان کند تا دل‌های بی‌قرار آرامش یابند. او به زیبایی‌های طبیعی مانند گل‌ها و درختان پرداخته و تأکید بر این دارد که زندگی فقط لحظه‌ای است و باید از آن بهره‌برداری کرد. همچنین اشاره به خواب غفلت و بی‌توجهی به فرصت‌ها و زمان دارد. در نهایت، شاعر افکار و احساسات پیچیده‌ای را درباره عشق، زندگی و گذر زمان به تصویر می‌کشد.