شمارهٔ ۲۸۸ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
ای شبچراغ دلها صهباست در پیاله
یا عکس روی ماهت پیداست در پیاله
کیفیتی ز چشمت شد در شراب داخل
یا آنکه دختر رز تنهاست در پیاله
افتاده چون نگاهت در جام باده کافی است
دیگر شراب کردن بیجاست در پیاله
ساغر ز عکس رویت جام جهاننما شد
رمزی که بود پنهان پیداست در پیاله
حضار مجلست را تعظیم توست واجب
از سجده صراحی رسواست در پیاله
گفتی که چیست در جام جز جان و دل چه دارم
ساقی فدای جانت اینهاست در پیاله
گل گل شکفت حسنت از تاب گرمی می
در گلستانم امشب گلهاست در پیاله
تا عکس شمع رویش افتاده است در جام
پروانگیش قصاب از ماست در پیاله
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت عشق و معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تشبیهات تصویری، دلربایی چشمان معشوق و تاثیر آن بر شراب را توصیف میکند. او به ارتباط عمیق میان عشق و شراب اشاره کرده و میگوید که زیبایی معشوق در پیاله و شراب منعکس شده است. همچنین، او به تعظیم حضار در مجالس به خاطر وجود معشوق اشاره میکند و در پایان، به حس زیبایی و شادی ناشی از عشق اشاره دارد. در کل، شعر حس و حال عاشقانه و زیبایی را به تصویر میکشد.