شمارهٔ ۳۰ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گفتگویت در تبسم میکند شکر در آب
خورده بس لعل لبانت غوطه چون گوهر در آب
اصل معنی یافت چون عارف ز خط عارضت
از بغل آورد بیرون ریخت صد دفتر در آب
دل چو در خون مینشیند شوقش افزون میشود
مرغ آبی میزند از شوق آری پر در آب
طرفه دریاییست عشق دوست کز هر موجهای
صد خطر رو میدهد تا افکنی لنگر در آب
گفتمت قصاب هیچ از گرمی محشر مترس
کی کنید تقصیر از ما ساقی کوثر در آب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و شوق به معشوق است. شاعر از گفتگو با معشوق و تاثیر آن بر دلش صحبت میکند و به زیبایی لبان او اشاره میکند. او از عمیق بودن معانی عشق یاد میکند و اینکه عشق میتواند به انسان حسی عمیق و شگرف بدهد. شاعر همچنین به خطرات عشق اشاره دارد و میگوید که رغم این خطرات، باید به عشق ادامه داد. در نهایت، از معشوق میخواهد که نگران عذاب روز قیامت نباشد و بر این عشق و محبت تاکید میکند.