شمارهٔ ۳۱۲ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
در ره عشق اگر پیرو دردی مردی
طالب خون دل و چهره زردی مردی
یاد گیر از کره باد جهان پیمایی
در پریشانی اگر بادیه گردی مردی
چون کشیدهست صف لشکر غم چار طرف
تو اگر در صف این معرکه فردی مردی
کعبتین و دوشش اندر کف نامردان است
چون تو بی نقش در این تخته نردی مردی
کف بیمغز سراپرده به ساحل زد و رفت
تو چو سیلاب اگر بحر نوردی مردی
خاکساری دهدت جای به چشم مردم
تو در این راه زمین گیر چو گردی مردی
سخن این است که گر در ره جانان قصاب
ترک سر گفتی و انکار نکردی مردی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در وصف مسیر عشق و دلدادگی است. شاعر به پیروان عشق میگوید که اگر درد و رنج را تحمل میکنند، باید به شجاعت و استقامت پایداری خود ادامه دهند. او تأکید میکند که در مواجهه با مشکلات و غمها باید به جستجوی حقیقت و معنا ادامه دهند و در این راه نباید از فداکاری و از خودگذشتگی دریغ کنند. شاعر همچنین به این نکته اشاره دارد که برتری در عشق به معنای ایستادگی در برابر چالشها و نداشتن ترس از درد و زخم است. در نهایت، او بر اهمیت وفاداری و تعهد در عشق تأکید میکند.