شمارهٔ ۳۱۷ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
نیست همدردی که بردارد ز دل بار کسی
در جهان یا رب نیافتد با کسی کار کسی
هیچ بیداری نباشد خفتهایش اندر کمین
چونکه در خوابی بترس از چشم بیدار کسی
کعبه رفتن دل به دست آوردن خلق است و بس
سودمند است آنکه میگردد خریدار کسی
هیچکس جانا نمیسوزد چراغش تا به صبح
پر مخند ای صبح صادق بر شب تار کسی
در جهان قصاب گر خواهی بمانی در امان
خویش را راضی مکن از بهر آزار کسی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تنهایی و ناپایداری ارتباطات انسانی اشاره میکند. او میگوید که در این دنیا هیچ کس نیست که به درد دیگری برسد و هر کس در خواب خود غرق است و ممکن است از بیداری دیگران بترسد. همچنین، شاعر به خدمت به دیگران و اهمیت خریدار بودن در روابط اجتماعی اشاره دارد. در نهایت، بر این نکته تاکید میکند که برای حفظ امنیت و آرامش در زندگی، نباید به آزار دیگران راضی بود.