شمارهٔ ۶۶ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
به رخ شکستن طرف کلاه بابت کیست
نموده ماه در ابر سیاه بابت کیست
تفرج تو ز نزدیک صد خطر دارد
ز دور سوی تو کردن نگاه بابت کیست
چو نیست رخصت اظهار داستان فراق
کشیدن از دل پر درد آه بابت کیست
ز لطف اگر بنمایی ترحمی بر ما
نگاهکی کنی ار گاهگاه بابت کیست
ابا ز بردن دل میکنی در این نوبت
ز غمزه تو گرفتن گواه بابت کیست
بروز خویش چو خط سر زد از رخش قصاب
سفر نمودن شبهای تار بابت کیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی احساسات عاشقانه و درد فراق میپردازد. شاعر در آن سوالاتی را مطرح میکند و به زیباییهای معشوق و اثرات حضور او بر دل و جانش اشاره میکند. او از خطرات و مشکلاتی که برای دیدن معشوق وجود دارد سخن میگوید و از اینکه در غیاب او چقدر دلتنگ و ناراحت است، ابراز ناراحتی میکند. شاعر همچنین خواستار نگاه محبتآمیز معشوق است و به آثار عاشقانه و دلمشغولیهایمان در روزهای تار اشاره میکند. در مجموع، شعر تجلی احساسات عمیق و زیبای انسانی است.