شمارهٔ ۹۶ قصاب کاشانی
قصاب کاشانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای با رخ تو خال سفید و سیاه و سرخ
چون دیده غزال سفید و سیاه و سرخ
عکس رخ تو و آن خط شبرنگ کرده است
آیینه را جمال سفید و سیاه و سرخ
بنما به رنگ چون شفق از زیر ابر زلف
ابروی چون هلال سفید و سیاه و سرخ
گردیده دست و جوهر تیغت ز خون خصم
در عرصه جدال سفید و سیاه و سرخ
سنبل شکفت و لاله دمید و شکوفه ریخت
بر پای هر نهال سفید و سیاه و سرخ
بیچاره زرپرست ز غم مرد تا که برد
یک پاره وبال سفید و سیاه و سرخ
قصاب عید شد که چو طاووس گلرخان
سازند روی و بال سفید و سیاه و سرخ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی چهره معشوق خود با توصیف رنگهای مختلف (سفید، سیاه و سرخ) اشاره میکند. او چشمان معشوق را به غزالها تشبیه میکند و میگوید که آینهها زیبایی او را منعکس کردهاند. ابروهای معشوق به هلال مانسته است و در میدان نبرد، تیغ او به خون دشمنان آغشته شده است. شاعر همچنین به زیبایی گلها و شکوفهها اشاره میکند که در برابر زیبایی معشوق رنگ میبازند. در نهایت، شاعر به غم و اندوه زرپرستی اشاره میکند که به خاطر عشق خود به معشوق از دنیا رفته است. این شعر به شکل کلی به وصف و تقدیس زیبایی و عشق میپردازد.