نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲ قصاب کاشانی

قصاب کاشانی / ابیات پراکنده / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز من دل برده بود آتش‌عذار تیزمژگانی

به صد جلدی برون آوردم از چنگش کباب اما

نبوسیده کسی در بندگی غیر از عنان دستش

به پایش می‌گذارد دیده را گاهی رکاب اما

از آن بی‌خانمان‌ها نیستم قصاب تا دانی

به کوی دوست من هم خانه‌ای دارم خراب اما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از عشق و دلدادگی خود سخن می‌گوید. او دلش توسط زیبایی محبوبش در آتش است و تلاش می‌کند تا از این عشق گزنده رهایی یابد، اما نتوانسته است. او به افرادی که در عشق‌اند، اشاره می‌کند که تنها شایستگی بوسه از محبوب خود را دارند و در برابر آن‌ها، خود را خاضع می‌بیند. همچنین، به سرنوشت خود اشاره می‌کند و می‌گوید که او بی‌خانمان نیست، بلکه در کوی دوستش، خانه‌ای خراب دارد. به‌طور کلی، شعر به احساسات عمیق و چالش‌های عاشقانه اشاره دارد.