شمارهٔ ۱ - در مدح ابوالحسن علی لشگری قطران تبریزی
قطران تبریزی / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای روا بر شهریاران جهان فرمان ترا
هرچه باید خسروانرا داده آن یزدان ترا
هرکجا ماهی است یا ساقیست یا دربان ترا
هرکجا شاهی است یا بندی است یا مهمان ترا
دشت همچون محشر است از خیل گوناگون ترا
شهر همچون جنت است از نعمت الوان ترا
ساقیان ماهروی و چیره بر مردان ترا
مطربان چربدست و چیره بر دستان ترا
دولت پاینده همچون گنبد گردون ترا
خانهٔ آراسته چون روضه رضوان ترا
هرچه باری صعبتر اندیشه و دشخوارتر
دولت و تأیید تو گرداند آن آسان ترا
آفرین خواند چو در مجلس بُوی، مجلس ترا
تهنیت گوید چو در میدان بُوی، میدان ترا
لشگر جنگی ترا یاران فرهنگی ترا
حشمت هنگی ترا فرهنگ با سامان ترا
همچو ارمن گشت خواهد نعمت شکّی ترا
همچو اران گشت خواهد ملکت شروان ترا
ملک ایران نیاگان ترا بود از نخست
گشت خواهد چون نیاگان ملکت ایران ترا
در نیای تو منوچهر است و نوشروان شها
باز فرزندی منوچهر است و نوشروان ترا
هم نشاط دل بیفزاید بکردار این ترا
هم بقای جان بیفزاید بگفتار آن ترا
باز گودرز آنکه جفت ناز دارد دل ترا
اردشیر آن کو عدیل کام دارد جان ترا
ملک فرزندان بدادی و بباید داد هم
ملک فرزندان فرزندان فرزندان ترا
هرچه شاهان را بباید ایزدت داده است پاک
من نخواهم نیز الا عمر جاویدان ترا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش پادشاهان و حکمرانان پرداخته و ویژگیهای مثبت و نعمتهایی که خداوند به آنها داده است را توصیف میکند. شاعر از خوشیها و زیباییهای زندگی در دشت و شهر صحبت کرده و شاعرانه به سرود و ساز، جنگاوران و فرهنگ اشاره میکند. همچنین، شاعر از نیاکان پادشاه صحبت کرده و بر این باور است که عمر جاویدان و خوشبختی متعلق به پادشاهان است و آنها باید از نعمتها و فضل یزدان بهرهمند شوند. در نهایت، شاعر خواستار عمر جاودان برای پادشاه است.