قصاید — دیوان اشعار قطران تبریزی
فهرست شعرها
- شمارهٔ ۵ - در ستایش استاد قوام الدین ابوالمعالی فخرالملک — تا خلد بباغ داد رونق را
- شمارهٔ ۴ - در مدح ابو نصر مملان — تا دل من در هوای نیکوان گشت آشنا
- شمارهٔ ۲ - در مدح ابوالمظفر فضلون — به هر چیزی بود خرسند هرکش قدر بی بالا
- شمارهٔ ۷ - در مدح ابونصر مملان — چو بگشاید نگار من دو بادام و دو مرجان را
- شمارهٔ ۳ - در مدح ابوالخلیل جعفر — تا داد باغ را سمن و گل بنونوا
- شمارهٔ ۶ - در مدح ابوالهیجا منوچهر بن امیر اجل ابو منصور و هسودان — تا فزون شد مهر و بالا رفت مهر اندر هوا
- شمارهٔ ۱ - در مدح ابوالحسن علی لشگری — ای روا بر شهریاران جهان فرمان ترا
- شمارهٔ ۱۳ - در مدح امیر اجل ابومنصور گوید — بنفشه زلفی و سیمین برو عقیقی لب
- شمارهٔ ۱۴ - در مدح ابومنصور — دارد آن وشی رخ و وشی برو وشی سلب
- شمارهٔ ۱۵ - در مدح ابوالمظفر سرخاب — شده است بلبل داود و شاخ گل محراب
- شمارهٔ ۹ - در مدح ابوالمظفر فضلون — کنون دانم که با مردم بدل میلست گردون را
- شمارهٔ ۱۱ - در مدح ابونصر مملان — نگار ناردانی لب بهار نارون بالا
- شمارهٔ ۱۰ - در مدح ابونصر مملان — مرادی رسول آمد از نزد یارا
- شمارهٔ ۸ - در مدح ابوالخلیل جعفر — سرخگل بشکفت وزو شد باغ و بستان بابَها
- شمارهٔ ۱۲ - در مدح ابوالیسر سپهدار اران در عید نوروز و فطر — اگرچه من نکنم عاشقی به طبع طلب
- شمارهٔ ۱۹ - در مدح ابونصر مملان — ز پی آفت هر چیز پدید است سبب
- شمارهٔ ۲۲ - فی المدیحه — ای میر جهانگیر چو تو دادگری نیست
- شمارهٔ ۲۳ - در مدح شاه ابوالخلیل جعفر — تا دیده سوی دوست دلم را دلیل گشت
- شمارهٔ ۲۰ - در مدح میر سید ابوالفضل جعفربن علی — نسیم آب بماند ببوی عنبر ناب
- شمارهٔ ۱۷ - در مدح فضل بن قاورد — کنون که شد حضری بلبل و غراب غریب
- شمارهٔ ۱۸ - در مدح شاه ابوالمظفر سرخاب — لاله داری شکفته بر مهتاب
- شمارهٔ ۱۶ - در مدح امیر جستان و ابوالمعالی در عید قربان — فراز ماه بتا زلف مشگبوی متاب
- شمارهٔ ۲۱ - در مدح ابونصر مملان — اگرچه جانان کسرا عزیز چون جان نیست
- شمارهٔ ۲۹ - فی المدیحه — ملکا تنت ز جان آمده جانت از خرد است
- شمارهٔ ۳۰ - قصیده — ایا به تیغ و قلم رنج خصم و دشمن گنج
- شمارهٔ ۲۷ - در مدح شاه ابوالخلیل — کاخ ملک خوبتر ز خلد برین است
- شمارهٔ ۳۱ - در مدح ابونصر محمد ( مملان ) — آباد بر این بر که و این طارم آباد
- شمارهٔ ۲۵ - در مدیحه — خدایگانا جان منا بجان و سرت
- شمارهٔ ۲۶ - در مدح ابوالیسر سپهدار اران — سرشک ابر به کردار لؤلؤ لالاست
- شمارهٔ ۲۸ - در مدح سید الوزراء عمیدالملک ابونصر — نگار من به لطیفی بسان پاک هواست
- شمارهٔ ۲۴ - فی المدیحه — تا ملک با شاه جستان یار و هم دیدار گشت
- شمارهٔ ۳۳ - در مدح ابوالحسن علی لشکری در عید اضحی — ای نگار خند خندان یک زمان با من بخند
- شمارهٔ ۳۴ - فی المدیحه — ای خداوندی که یزدان خاصت از داد آفرید
- شمارهٔ ۳۲ - در مدح ابوالمعمر — آمد نوروز و گشت مشگ فشان باد
- شمارهٔ ۳۶ - در مدح ابوالمعمر — ببین آن روی اگر بر سرو بستانت قمر باید
- شمارهٔ ۳۵ - در مدح میر ابونصر مملان — به ابروان چو کمانی به زلفگان چو کمند
- شمارهٔ ۳۷ - در مدح ابونصر محمد ( مملان ) — تا ز آمدن دوست بر من خبر آمد
- شمارهٔ ۳۹ - در مدح ابودلف هنگام شکست دادن دشمن در قلعه نخجوان — خزان ببرد ز بستان هر آن نگار که بود
- شمارهٔ ۳۸ - در مدح میر ابوالهیجا منوچهر — چون شمال مهرگان اندر هوا پویا شود
- شمارهٔ ۴۷ - در مدح ملک جستان — تا زمین را آسمان پر لؤلؤ عمان کند
- شمارهٔ ۴۲ - در مدح ابومنصور و هسودان — زمانه روی زمین را چو رنگ دیبا کرد
- شمارهٔ ۴۵ - در مدحِ امیر ابوالحسن علی لشکری — بادِ نوروزی همی آرایشِ بستان کُنَد
- شمارهٔ ۴۶ - در مدح عمیدالملک بونصر — بوستان را مهرکانی باد زر آگین کند
- شمارهٔ ۴۳ - در مدح ابوالیسر — همی ستیزه برد زلف یار با شمشاد
- شمارهٔ ۴۰ - در مدح ابومنصور وهسودان — دل بدو دادم که جان از روی او شادان شود
- شمارهٔ ۴۱ - فی المدیحه — دیر آمدن شاه برآورد ز من دود
- شمارهٔ ۴۴ - در مدح ابوالمظفر فضلون — ابر آزاری بلؤلؤ باغرا قارون کند
- شمارهٔ ۴۸ - فی المدیحه — روی مرجانی ز چشمم دوست پنهانی کند
- شمارهٔ ۵۴ - در مدح ابوالیسر سپهدار اران — هرکه او را میل خاطر سوی ارزانی بود
- شمارهٔ ۵۰ - در مدح شاه ابوالخلیل جعفر — آن پری نشگفت اگر از خوبرویان سر بود
- شمارهٔ ۴۹ - در مدح میر ابوالهیجا منوچهربن وهسودان — هرکه جانان را بمهر اندر عدیل جان کند
- شمارهٔ ۵۲ - در مدح ابوالمظفر فضلون — تا ترا گرد مه از مشک سیه پرهون بود
- شمارهٔ ۵۱ - در مدح ابومنصور وهسودان بن مملان — تا بجان در عقل باشد تا بتن در جان بود
- شمارهٔ ۵۳ - در مدح ابوالخلیل جعفر — گه بهار همه خلق جفت یار بود
- شمارهٔ ۵۵ - در مدح ملک جستان و ابوالمعالی قوام الدین — اگر ببرد ز بستان خزان نسیم بهار
- شمارهٔ ۵۹ - در مدح ابوالخلیل جعفر — ای ماه خوش حدیث و نگار نکو کنار
- شمارهٔ ۵۸ - فی المدیحه — ای کرده تیره روز معادی بتیغ و تیر
- شمارهٔ ۵۶ - در مدح ابوالفتح علی — اگر بتگر چنو داند نگاریدن یکی پیکر
- شمارهٔ ۶۳ - در مدح ابومنصور — بتا گل رخ تو کرده از بنفشه سپر
- شمارهٔ ۶۱ - در مدح ابونصر محمد ( مملان ) — باشد بجهان عید همه ساله بیکبار
- شمارهٔ ۶۲ - در مدح ابوالخلیل جعفر — با ماه تو تا مشک شد برابر
- شمارهٔ ۵۷ - در مدح ابوالحسن علی لشگری — ای دلارام و دل آشوب و دلاویز پسر
- شمارهٔ ۶۰ - در مدح شاه ابونصر جستان و پسرش ابوالمعالی شمس الدین — باد فروردین بگیتی در کند هر شب سفر
- شمارهٔ ۶۶ - در مدح ابومنصور — بلای غربت و تیمار عشق و فرقت یار
- شمارهٔ ۶۸ - در مدح ابودلف شاه نخجوان — تا بیشتر زند به دلم عشق نیشتر
- شمارهٔ ۶۹ - در مدح ابومنصور — تا سپاه گل هزیمت شد ز خیل ماه تیر
- شمارهٔ ۶۵ - در مدح ابوالمعمر — بتی که راستی از قد او رباید تیر
- شمارهٔ ۷۱ - در مدح شاه ابومنصور — چون رخ معشوق خندان شد بصحرا لاله زار
- شمارهٔ ۷۰ - در مدح شمس الکفات ابوعلی حسن — چون او بتی شمن نستاید بصد بهار
- شمارهٔ ۶۷ - در مدح ابوالخلیل جعفر — بفرخ فال و خرم بخت و میمون روز و نیک اختر
- شمارهٔ ۶۴ - در مدح ابودلف — بتی سرو بالا و سرو سمنبر
- شمارهٔ ۷۲ - در مدح شاه ابوالخلیل — چون روز بر کشید سر از قیرگون حریر
- شمارهٔ ۷۳ - در تهنیت عروسی گودرز و منوچهر دو فرزند ابوالحسن علی لشگری که از سلاطین شدادیان گنجه بوده است — چون عروسی جلوه گر شد باغ و ابرش جلوه گر
- شمارهٔ ۷۵ - در مدح ابوالخلیل جعفر و امیر مملان — دگر فکار نباشد دلم ز هجر نگار
- شمارهٔ ۷۶ - در مدح ابومنصور — رخ چو لاله شکفته بر گل سور
- شمارهٔ ۷۸ - در مدح بوعلی — سرشک ابر آزاری زمین را کرد پرگوهر
- شمارهٔ ۷۹ - در مدح ابومنصور وهسودان — شد ز فرّ ماه فروردین جهان فردوسوار
- شمارهٔ ۷۴ - در مدح ابونصر مملان — چون کمانم چفته دارد عشق بالائی چو تیر
- شمارهٔ ۷۷ - در مدح ابوالخلیل جعفر — ز روزنامه شاهان چنین دهند خبر
- شمارهٔ ۸۰ - در مدح ابونصر — شنبه شادی و اول مه آذر
- شمارهٔ ۸۱ - در مدح ابومنصور وهسودان — عشق دارد هر کسی را مستمند و خوار و زار
- شمارهٔ ۸۳ - در مدح ابوالیسر سپهسالار اران — گلستان شد چون بهار از فر ابر نوبهار
- شمارهٔ ۸۵ - در مدح لشگری — که را پشتی کند گردون چه باشد پشتی لشگر
- شمارهٔ ۸۲ - در مدح ابونصر مملان — گرد کافور است گوئی بیخته بر کوهسار
- شمارهٔ ۸۷ - در مدح ابومنصور مملان — مه نیسان برون آورد بر صحرا یکی لشگر
- شمارهٔ ۸۴ - در مدح میر ابومنصور — گل شکفته نماند مگر بصورت حور
- شمارهٔ ۸۶ - در مدح ابوالیسر سپهسالار — مگر نگارگر چین شده است باد بهار
- شمارهٔ ۹۳ - در مدح شاه ابونصر محمد در تهنیت عید — از غم هجر طراز همه خوبان طراز
- شمارهٔ ۹۴ - در مدح ابوالیسر — بهشتوار شد از نوبهار گیتی باز
- شمارهٔ ۸۸ - در مدح ابوالیسر — نگار کرد رخ من بخون دیده نگار
- شمارهٔ ۹۵ - قصیده — خسروا بیم است کز گیتی برآید رستخیز
- شمارهٔ ۹۰ - در مدح ابوالخلیل جعفر — هم مساعد یار دارم هم مساعد روزگار
- شمارهٔ ۸۹ - در مدح ابوالمعمر — نگه کن روی آن دلبر چو نقش لعبت بربر
- شمارهٔ ۹۲ - در مدح ابونصر مملان — یاقوت سرخ شد ز می از ابر در بار
- شمارهٔ ۹۱ - در مدح ابوالخلیل جعفر — همیشه بد بود اندوه و درد فرقت یار
- شمارهٔ ۱۰۲ - در مدح ابراهیم ابن شریف — دوشم شبی خجسته بد و مجلسی ظریف
- شمارهٔ ۱۰۰ - در مدح ابونصر سعدبن مهدی — تا مهر بر فروخت ببرج حمل چراغ
- شمارهٔ ۱۰۱ - در مدح ابونصر مملان — تا خزان آورد روی خویش سوی باغ و راغ
- شمارهٔ ۹۹ - فی المدیحه — ای آفریدگار چو تو نافریده کس
- شمارهٔ ۹۶ - در مدح ابونصر سعدبن مهدی — ز چین زلف مه نیکوان چین و طراز
- شمارهٔ ۹۸ - فی المدیحه — نهاد روی بما دولت و سعادت باز
- شمارهٔ ۹۷ - در مدح امیر ابونصر مملان — صبر من کوتاه گشت از عشق آنزلف دراز
- شمارهٔ ۱۰۳ - در مدح ابوالخلیل جعفر — ای رخ رخشانت چون آئینه نادیده زنگ
- شمارهٔ ۱۰۵ - در مدح ابوالحسن علی لشگری — کافور بار شد فلک و کوه سیمرنگ
- شمارهٔ ۱۰۹ - فی المدیحه — ایا شهریاران پاکیزه دل
- شمارهٔ ۱۰۶ - در مدح میر ابوالهیجا منوچهر — گشت کوه و باغ در زیر گل بیجاده رنگ
- شمارهٔ ۱۰۴ - در مدح شمس الدین و ابوالمعالی — با درنگ از درد دل در بوستان دی داد رنگ
- شمارهٔ ۱۱۰ - قصیده — ای بهنگام سخا ابر کف و دریا دل
- شمارهٔ ۱۱۱ - در مدح شمس الدین — ای مشک فشان زلفین ای غالیه گون خال
- شمارهٔ ۱۰۷ - در مدح ابوالمعمر — ابر درافشان بگردون بر همی بندد کلل
- شمارهٔ ۱۰۸ - در مدح ابونصر محمد (مملان) — از پار مرا حال بسی خوشتر امسال
- شمارهٔ ۱۱۲ - فی المدیحه — ای میر بی نظیر و خداوند بی عدیل
- شمارهٔ ۱۱۶ - در مدح ابومنصور — تنم به گونهٔ نال و دلم به گونهٔ نیل
- شمارهٔ ۱۱۵ - در مدح ابوالخلیل جعفر — تا عدیل دوست گشتم با طرب گشتم عدیل
- شمارهٔ ۱۱۸ - در مدح ابوالیسر — خیال شام فراق بتان بروز وصال
- شمارهٔ ۱۱۷ - در مدح ابوالخلیل جعفر — چه بود بهتر و نیکوتر از این هرگز حال
- شمارهٔ ۱۱۹ - در مدح عمیدالملک ابونصر — نگارینا تو از نوری و دیگر نیکوان از گل
- شمارهٔ ۱۱۴ - در مدح ابوالخلیل جعفر — تا شمر چون درع داودی شد از باد شمال
- شمارهٔ ۱۱۳ - در زلزلهٔ تبریز و مدح ابونصر مملان — بود محال مرا داشتن امید محال
- شمارهٔ ۱۲۱ - فی المدیحه — ایا درفش تو باز سپید و خصم تو بوم
- شمارهٔ ۱۲۴ - در مدح ابوالمعمر — خلاف بود همیشه میان تیغ و قلم
- شمارهٔ ۱۲۷ - در مدح ابونصر مملان — اگر باران نباشد در بهاران
- شمارهٔ ۱۲۰ - قصیده — ای آنکه ترا بوده بر اندام جهان دام
- شمارهٔ ۱۲۲ - در مدح ابوالحسن علی لشگری — تا جهان از گل خرم شده چون باغ ارم
- شمارهٔ ۱۲۵ - در مدح ابوالیسر — ربود جان و دل من بزلف غالیه فام
- شمارهٔ ۱۲۶ - در مدح شاه ابوالخلیل — هرکه دائم با نگار خویشتن باشد به هم
- شمارهٔ ۱۲۳ - در مدح ابوالخلیل — تا شد از گل بوستان سیمگون بیجاده فام
- شمارهٔ ۱۳۰ - بهاریه و خطاب به ابر — الا ای پرده تاری به پیش چشمه روشن
- شمارهٔ ۱۲۸ - در مدح امیر ابوالفتح — اگر نجست زمانه بلای خلق جهان
- شمارهٔ ۱۲۹ - در مدح شرف الدین ملک جستان — اگر بخواهد جانم بجای دل جانان
- شمارهٔ ۱۳۱ - در تهنیت عروسی ابوالحسن لشکری — الا ای ماه مشکینمو به پیش آر آن می مشکین
- شمارهٔ ۱۳۵ - در مدح بختیار بن سلمان — ای ببالا بلای آزادان
- شمارهٔ ۱۳۴ - فی المدیحه — آن کجا کاوس کرد او نیت جادوستان
- شمارهٔ ۱۳۳ - در زلزله تبریز و مدح ابونصر مملان و پسرش — آن غیرت یزدان نگر و قدرت یزدان
- شمارهٔ ۱۳۲ - در مدح ابوالمعمر — آنچه هست اندر دل من نیست کسرا در دل آن
- شمارهٔ ۱۳۹ - فی المدیحه — ایکام دل دوست و بلای دل دشمن
- شمارهٔ ۱۴۰ - در شکایت از معشوق — ای مرا دیدار تو جان و جهان
- شمارهٔ ۱۴۲ - در مدح ابوالمعمر — باد نوروزی همی بر گل بدرد پیرهن
- شمارهٔ ۱۴۱ - در تعریف برکه و مدح امیر جعفر — این برکه مبارک این بزمگاه میمون
- شمارهٔ ۱۳۶ - در مدح ابونصر مملان — ای جان من از آرزوی زلف تو پیچان
- شمارهٔ ۱۴۳ - در مدح شرف الدین — بتی بمهر چو لیلی بچهر چون شیرین
- شمارهٔ ۱۳۸ - در مدح ابوالحسن علی لشگری — ای سهی سرو روان از تو بهشت آئین چمن
- شمارهٔ ۱۳۷ - در مدح امیر عضدالدین — ای جان من خریده بدیدار خویشتن
- شمارهٔ ۱۴۴ - در مدح ابونصر جستان — بت پیمان شکن دائم شکسته زلف چون پیمان
- شمارهٔ ۱۴۶ - در مدح شاه ابوالحسن و شاه ابومنصور — بتی که سجده برد پیش او مه گردون
- شمارهٔ ۱۵۱ - در مدح امیر ابوالحسن و امیر ابوالفضل — بهشت وار شد از نو بهار و بخت جوان
- شمارهٔ ۱۴۸ - در مدح امیر شمس الدین و ابوالمعالی — به زلف غالیهرنگی به روی آینهگون
- شمارهٔ ۱۴۵ - در مدح ابومنصور وهسودان — بتی چون رامش اندر می مهی چون دانش اندر جان
- شمارهٔ ۱۴۷ - در مدح امیر وهسودان — بتی که لاله چند از رخانش لاله ستان
- شمارهٔ ۱۴۹ - در مدح ابومنصور — بقد سرو رسائی بزلف غالیه گون
- شمارهٔ ۱۵۰ - در مدح ابوالخلیل جعفر — بهشت عدن شد گیتی ز فر ماه فروردین
- شمارهٔ ۱۵۸ - در مدح امیر جستان — حور حریر سینه کام روان حوران
- شمارهٔ ۱۵۳ - در مدح ابونصر مملان — تا بپوشید بلؤلؤی ثمین باغ سمن
- شمارهٔ ۱۵۵ - در مدح امیر ابونصر و تهنیت عید فطر — چه دید تشرین گوئی ز نرگس و نسرین
- شمارهٔ ۱۵۲ - فی المدیحه — تا باد گذر کرد بگلزار و ببستان
- شمارهٔ ۱۵۶ - در مدح امیر ابوالفضل — چه روز است آنکه هست او را شب تاریک پیرامون
- شمارهٔ ۱۵۷ - فی المدیحه — چه سرو است این میان بزم نازان
- شمارهٔ ۱۵۴ - در مدح ابوالخلیل جعفر — تا باد ماه آبان بگذشت در چمن
- شمارهٔ ۱۵۹ - فی المدیحه — خداوندا ترا زیبد خداوندی جهان کردن
- شمارهٔ ۱۶۳ - در مدح میر ابونصر مملان — شد برگ رزان زرد ز آذر مه و آبان
- شمارهٔ ۱۶۰ - در مدح ابومنصور جستان — دل ببرد از من پری روئی گرامی تر ز جان
- شمارهٔ ۱۶۴ - در مدح ابی الهیجا — شگفتهای جهانرا پدید نیست کران
- شمارهٔ ۱۶۷ - در مدح ابومنصور وهسودان — کسی کش دل برد دلبر کسی کش جان برد جانان
- شمارهٔ ۱۶۶ - در مدح ابومنصور وهسودان — گر نگار من دو زلف خویش بسپارد بمن
- شمارهٔ ۱۶۵ - در مدح ابوالحسن علی لشگری — غالیه دارد کشیده بر شکفته ارغوان
- شمارهٔ ۱۶۲ - در مدح ابوالهیجا منوچهر بن وهسودان — ز ابرو باد آزاری بشد آراسته بستان
- شمارهٔ ۱۶۱ - در مدح ابونصر مملان — دمید لاله سیراب در بنفشه ستان
- شمارهٔ ۱۶۹ - در مدح امیر ابوالقاسم عبدالله بن وهسودان — گل چو بشکفت زمین گشت پر از آب روان
- شمارهٔ ۱۶۸ - در مدح شاه ابوالحسن علی لشگری — گشت گیتی چون بهشت از فر ماه فرودین
- شمارهٔ ۱۷۵ - در مدح امیر ابوالفتح — مه نیسان شبیخون کرد گوئی بر مه کانون
- شمارهٔ ۱۷۰ - در مدح ابومنصور وهسودان — که بست از مشک چندین بند گرد آن گل خندان
- شمارهٔ ۱۷۲ - در مدح شرف الدین و شمس الدین — مجلس است این مگر بهشت برین
- شمارهٔ ۱۷۱ - در مدح عمیدالملک ابونصر — لب است آن یا گل حمرا رخست آن یا مه تابان
- شمارهٔ ۱۷۴ - در مدح ابونصر مملان — منم غلام خداوند زلف غالیه گون
- شمارهٔ ۱۷۳ - در مدح ابونصر مملان بن وهسودان — من آن کشیدم و آن دیدم از غم هجران
- شمارهٔ ۱۸۱ - در مدح ابونصر مملان — هوا همی بنکارد بحله روی چمن
- شمارهٔ ۱۷۷ - در مدح شرف الدین و شمس الدین — نشاط دل کن و از لعل یار پروردین
- شمارهٔ ۱۷۹ - در مدح شاه ابومنصور مملان — هرکه را دلبند باشد مهرجوی و مهربان
- شمارهٔ ۱۸۳ - فی المدیحه — ای بفر و خرد و خوبی خورشید سپاه
- شمارهٔ ۱۷۶ - در مدح شاه ابوالخلیل جعفر — مهر جانان چون روان اندر تن من شد روان
- شمارهٔ ۱۸۰ - در مدح شاه جستان و امیر شمس الدین — هلا شادی کن و می خور که بستان شد بهشت آئین
- شمارهٔ ۱۷۸ - فی المدیحه — هر آنچه هست نهان از منجمان جهان
- شمارهٔ ۱۸۲ - فی المدیحه — ایا بهار من و عید نیکوان سپاه
- شمارهٔ ۱۸۷ - فی المدیحه — آدینه و مهرگان و ماه نو
- شمارهٔ ۱۹۱ - در مدح امیر جوانشیر — ای آنکه تو بر ساعد اقبال سواری
- شمارهٔ ۱۸۵ - در مدح امیر جستان و امیر ابوالمعالی — بتی که پیش رخ او چو میغ باشد ماه
- شمارهٔ ۱۸۹ - در مدح عمادالدین ابونصر — ایا خوشتر ز جان و دل! همه رنج دل و جانی
- شمارهٔ ۱۸۸ - فی المدیحه — مرا هجران آن آهوی آمو
- شمارهٔ ۱۸۴ - فی المدیحه — ای روی تو از چشمه خورشید سما به
- شمارهٔ ۱۹۰ - در مدح ابونصر مملان — ایا سروی که سوسن را ز سنبل سایبان کردی
- شمارهٔ ۱۸۶ - در مدح شاه ابومنصور — فغان من همه زان زلف تابدار سیاه
- شمارهٔ ۱۹۵ - فی الرثاء — ای میر بسان مصطفی بودی
- شمارهٔ ۱۹۲ - در مدح ابونصر مملان — ای ترا کرده خدا بر ملکان بار خدای
- شمارهٔ ۱۹۶ - در مدح ابونصر محمد — ای نگاری که ز دل کفر و ز رخ دین آری
- شمارهٔ ۱۹۳ - در مدح شاه ابوالحسن — ای شکنج زلف جانان بر پرند ششتری
- شمارهٔ ۱۹۴ - در مدح فخرالامراء امیر ابوالمعالی — ای ماه شبه زلف مشک خالی
- شمارهٔ ۱۹۷ - فی المدیحه — بار خدایا بسی عذاب کشیدی
- شمارهٔ ۱۹۸ - در مدح ابونصر مملان — بتی را که بودم بدو روزگاری
- شمارهٔ ۱۹۹ - در مدح ابوالخلیل جعفر — پوشیده مشگ ز ابر سیه چرخ چنبری
- شمارهٔ ۲۰۱ - در مدح ابونصر مملان — دلا تا تو اندر هوان و هوائی
- شمارهٔ ۲۰۵ - در مدح شاه ابوالخلیل جعفر — ز بوی باد آزاری ز نقش ابر نیسانی
- شمارهٔ ۲۰۴ - در مدح امیر جوانشیر — روزی که تو آن زلف پر از مشک فشانی
- شمارهٔ ۲۰۶ - در مدح امیر ابوالفرج — غزالی شدم من ز عشق غزالی
- شمارهٔ ۲۰۷ - در مدح ابوالخلیل — که را مهربانی نماید نگاری
- شمارهٔ ۲۰۲ - در تهنیت عید — دماری تو ای چشم و دل را دماری
- شمارهٔ ۲۰۳ - در مدح ابونصر مملان — دهد روی آن سرو سیمین نشانی
- شمارهٔ ۲۰۰ - در مدح امیر ابونصر جستان — خریدم به دل دلبری رایگانی
- شمارهٔ ۲۱۴ - فی المدیحه — بخد و قد تو ای شهره ترک کاشغری
- شمارهٔ ۲۱۳ - در مدح شاه ابومنصور — هنری مرد نباشد بر هر کس خطری
- شمارهٔ ۲۰۸ - فی المدیحه — کمر بستند بهر کین شه ترکان پیکاری
- شمارهٔ ۲۰۹ - در مدح ابونصر مملان و تهنیت عید اضحی — مرا به ناله و زاری همیبیازاری
- شمارهٔ ۲۱۱ - در مدح ابونصر مملان — نیازم ز گیتی به توست ای نیازی
- شمارهٔ ۲۱۰ - در مدح ابونصر مملان — ندانی درد هجر ای گل مرا زان زار گردانی
- شمارهٔ ۲۱۲ - در مدح ابوالمظفر فضلون و شکایت از درد نقرس — هرکه زو دیده بود یزدان بی فرمانی