نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۵ - در مدح ابوالحسن علی لشگری قطران تبریزی

قطران تبریزی / قصاید / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

کافور بار شد فلک و کوه سیمرنگ

وز کوه کرد روی سوی دشت غرم و رنگ

کهسار سیمرنگ شد و چرخ سیمگون

آبی زریر گون شده باده عقیق رنگ

چرخ کبود مانده برو ابر جای جای

چون پر ز دوده آینه بر جای جای زنگ

از برف کوهسار شده پر سپاه روم

وز زاغ مرغزار شده پر سپاه زنگ

چون روی دوستان ملک گشت سرخ سیب

چون روی دشمنانش شده زرد با درنگ

میر ستوده بوالحسن آن آفتاب جود

شاه نبرد لشگری آن آفتاب جنگ

بادش همیشه دولت یار و نشاط جفت

بادش همیشه روی بیار و قدح به چنگ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر توصیف زیبایی از طبیعت و تغییرات آن است. در آغاز، تصویر کافوری که بر زمین فرود آمده و کوه‌های رنگارنگی که به سمت دشت می‌روند، به تصویر کشیده می‌شود. سپس به زیبایی‌های آسمان و رنگ‌های مختلف آب و چرخ‌ها اشاره می‌شود. همچنین، تضاد بین چهره دوستان و دشمنان نیز به تصویر درآمده است؛ دوستان شاد و سرخ، و دشمنان زرد و غمگین. در پایان، به شخصیت بوالحسن، که نماد بزرگی و ثروت است، اشاره می‌شود و امید به شادی و کامیابی دائمی برای او و یارانش مطرح می‌شود.