شمارهٔ ۱۴۰ - در شکایت از معشوق قطران تبریزی
قطران تبریزی / قصاید / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای مرا دیدار تو جان و جهان
بی تو هرگز نی جهان خواهم نه جان
ای جهان جان چه شادی باشدم
چون نباشی با من ای جان جهان
ای بسان حور و آئین پری
با که دیگر کردهای آیین بسان
نیک خو بودی شدی نانیکخو
مهربان بودی شدی نامهربان
من همانم در هوای تو ولیک
تو نئی اندر هوای من همان
دل به رشوت خواستی اندر ز من
جان همی اکنون بخواهی رایگان
من به تو زین به گمان بردم همی
ای دریغا کم غلط کردی گمان
دیده پیش تو زمین کردن چه سود
کز تو دورم چون زمین از آسمان
بی گناه از من چرا جستی گریز
بی خطا از من چرا کردی کران
من همی دانم که این از تو نبود
از چه بود از گفتگوی این و آن
بر دلت کردند کارم را به هنگ
تا دل پاک تو بر من شد گران
راست گفت آن داستان گوی بزرگ
برمبند از بهر عشق کس میان
ور میان عشق را بندی بکوش
تا سخن چین ره نیابد در میان
ای به رخ چون ارغوان عشق تو کرد
رنگ رخسار مرا چون زعفران
گر نیائی یکزمان از بد خوئی
سوی من بنگر به نیکی یک زمان
بر ره هر دشمنی بیره مرو
دوستان را بر میان ره ممان
قول حاسد مشنو و از من شنو
تا تو ایمن باشی و من شادمان
حاسد ارچه نیک پیوندد سخن
دل ندارد چون نئی همداستان
از دل من گر ندانی بنگری
چهره زرین و چشم خون فشان
گر مرا باشد ز دیدار تو سود
مر ترا ناید ز دیدارم زیان
بوستان از ابر اگر خرم شود
چشم من ابر است و رویت بوستان
چشم گریان مرا در پیش دار
تا بخندد بر رخانت گلستان
ای گل رنگین رخسار ترا
نابسوده هیچ دست باغبان
تا گل روی ترا دیدم شدم
همچو بلبل با خروش و با فغان
گشتم اندر فرقت تو شعر گوی
گشته بودم در وصالت شعر خوان
خون ز چشم من گشاید چون که من
در غزلهای تو بگشایم زبان
من چهام تا عشق را پنهان کنم
عشق هرگز کی توان کردن نهان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر عواطف عمیق و درد دل عاشقانه را بیان میکند. شاعر به شکایت از جدایی و دوری معشوق پرداخته و احساس میکند بدون او جان و جهانش بیمعناست. او به زیبایی معشوقش اشاره میکند و از تغییر رفتار او در طول زمان شکایت میکند. شاعر در عین حال میگوید که عشقش نسبت به معشوق همیشه پابرجاست و نمیتواند احساسش را پنهان کند. او بر این باور است که هر چه بگذرد، عشق واقعی هرگز نمیتواند پنهان بماند. در کل، این شعر ترکیبی از عشق، غم، و زیبایی است که در مفهوم جدایی و فراق بین عاشق و معشوق بیان شده است.