شمارهٔ ۱۱۵ قطران تبریزی
قطران تبریزی / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
شد سرشگم ز آرزوی روی تو چون روی تو
وز فراق روی تو بگداختم چون موی تو
جان من پاینده اندر تن ز مشگین موی تست
دل بود روشن ز روی فرخ دلجوی تو
از نهیب تیر مژگان و کمان ابرویت
جز دل من هیچ دل دیدن نیارد روی تو
تا فکندی گوی نیکویی تو در میدان مهر
هیچ چوگانزن ندید از من سبکتر گوی تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر برای امیرا آرزوی شادی و خوشبختی میکند و از او میخواهد که همیشه با دل شاد و لب خندان زندگی کند. او امیرا را به کوهی محکم و پایدار تشبیه میکند و بر این نکته تأکید میورزد که به خاطر وجود او، مردم شاداب و زنده هستند. شاعر نیز از عمق جان خود وابستگی و نیازش به شادی امیرا را بیان میکند و میگوید که بدون او، زندگیاش معنایی ندارد.