نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۶ قطران تبریزی

قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بر وی تو بروشنی از مهر و ماه به

زلفین تو ببوی ز مشک سیاه به

تو چون بنفشه ای و دگر نیکوان چو کاه

دانی هر آینه که بنفشه ز کاه به

گر من دل کسی بنوازم مشو ز جای

کاندر جهان مرا همه کس نیکخواه به

هرچند نیکوان جهان با منند پاک

نزدیک من تو از همه جائی و جاه به

هستند بر سپهر فراوان ستارگان

لیکن بمرتبت توئی از مهر و ماه به

هرچند عاشقم دل عاشق نگاه دار

زیرا که داشتن دل عاشق نگاه به

کاین عاشقی چو بازی شطرنج هندویست

گاهی بود بلعب پیاده ز شاه به

آمد رسول آن بت آزاده

آن زلف پر ز چین و پری زاده

ای من سپرده دل بمهر او

او جان و دل بصحبت من داده

گفتم که یاد ناری بیدلی را

همچون تو در بلای غم افتاده

بند خطش گشادم و کرد بر من

از چشم چشمه خون بگشاده

گشتم نوان چو مردم بیچاره

کردم سرشک دیده چو بیجاده

دادم جواب و گفتم هستم من

او را بجان مال و دل ایستاده

زان کار دیر شد که فلک پیشم

هر روز بود شغلی بنهاده

رستم ز شغلهاش بجان رستم

هستم بخواستاریش آماده

ساده کنم دلم ز غمان هزمان

بر من جهان شود بخوشی ساده

گر شعر خوش نیامد معذورم

کم طبع خوش نباشد بی باده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

دل من به خاطر زیبایی و ناز سلمی مضطرب و نگران است، مانند حال مجنون در عشق لیلی. وقتی شکر را به گل هدیه دهیم، دل آرام می‌شود، اما اگر با روی ترش مواجه شویم، از غم رها نمی‌شویم. تو مانند جوانه‌ای هستی که با خنده‌ات شیرینی به ارمغان می‌آوری و بوی سنبل تو در گوش افعی‌ها حس می‌شود. چشم‌هایت شبیه به نرگس است و مانند آب جادویی بابل اثر گذار است. غنچه تو معجزه موسایی را به یاد می‌آورد.