قطران تبریزی
درگذشته ۴۶۵ هجری قمری، تبریز
زندگینامهٔ قطران تبریزی
شرفالزمان حکیم ابومنصور قطران عضدی تبریزی (زادهٔ سال نامعلوم در در روستای شادباد مشایخ از توابع تبریز، درگذشته به سال ۴۶۵ هجری قمری مدفون در مقبرة الشعرای تبریز)، شاعر ایرانی سدهٔ پنجم هجری، همدوران با شدادیان و روادیان است.
آثار قطران تبریزی
شعرهای قطران تبریزی
- شمارهٔ ۷۲ - در مدح شاه ابوالخلیل — چون روز بر کشید سر از قیرگون حریر
- شمارهٔ ۷۳ - در تهنیت عروسی گودرز و منوچهر دو فرزند ابوالحسن علی لشگری که از سلاطین شدادیان گنجه بوده است — چون عروسی جلوه گر شد باغ و ابرش جلوه گر
- شمارهٔ ۷۵ - در مدح ابوالخلیل جعفر و امیر مملان — دگر فکار نباشد دلم ز هجر نگار
- شمارهٔ ۷۶ - در مدح ابومنصور — رخ چو لاله شکفته بر گل سور
- شمارهٔ ۷۸ - در مدح بوعلی — سرشک ابر آزاری زمین را کرد پرگوهر
- شمارهٔ ۷۹ - در مدح ابومنصور وهسودان — شد ز فرّ ماه فروردین جهان فردوسوار
- شمارهٔ ۷۴ - در مدح ابونصر مملان — چون کمانم چفته دارد عشق بالائی چو تیر
- شمارهٔ ۷۷ - در مدح ابوالخلیل جعفر — ز روزنامه شاهان چنین دهند خبر
- شمارهٔ ۸۰ - در مدح ابونصر — شنبه شادی و اول مه آذر
- شمارهٔ ۸۱ - در مدح ابومنصور وهسودان — عشق دارد هر کسی را مستمند و خوار و زار
- شمارهٔ ۸۳ - در مدح ابوالیسر سپهسالار اران — گلستان شد چون بهار از فر ابر نوبهار
- شمارهٔ ۸۵ - در مدح لشگری — که را پشتی کند گردون چه باشد پشتی لشگر
- شمارهٔ ۸۲ - در مدح ابونصر مملان — گرد کافور است گوئی بیخته بر کوهسار
- شمارهٔ ۸۷ - در مدح ابومنصور مملان — مه نیسان برون آورد بر صحرا یکی لشگر
- شمارهٔ ۸۴ - در مدح میر ابومنصور — گل شکفته نماند مگر بصورت حور
- شمارهٔ ۸۶ - در مدح ابوالیسر سپهسالار — مگر نگارگر چین شده است باد بهار
- شمارهٔ ۹۳ - در مدح شاه ابونصر محمد در تهنیت عید — از غم هجر طراز همه خوبان طراز
- شمارهٔ ۹۴ - در مدح ابوالیسر — بهشتوار شد از نوبهار گیتی باز
- شمارهٔ ۸۸ - در مدح ابوالیسر — نگار کرد رخ من بخون دیده نگار
- شمارهٔ ۹۵ - قصیده — خسروا بیم است کز گیتی برآید رستخیز
- شمارهٔ ۹۰ - در مدح ابوالخلیل جعفر — هم مساعد یار دارم هم مساعد روزگار
- شمارهٔ ۸۹ - در مدح ابوالمعمر — نگه کن روی آن دلبر چو نقش لعبت بربر
- شمارهٔ ۹۲ - در مدح ابونصر مملان — یاقوت سرخ شد ز می از ابر در بار
- شمارهٔ ۹۱ - در مدح ابوالخلیل جعفر — همیشه بد بود اندوه و درد فرقت یار