نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۲ - در غزل است قوامی رازی

قوامی رازی / دیوان اشعار / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

چون تو که عزیز باشد ای جان

آن را که تمیز باشد ای جان

در عشق فدای کرد «جا»ن چیست

جان کمتر چیز باشد ای جان

آن پیماید طریق وصلت

کش دل بقفیر باشد ای جان

عاشق شود از وصل مبارز

هر چند که حیز باشد ای جان

کودک به نشاط باشد آن جان

که آنجای مویز باشد ای جان

بود است قوامی ازتو خرم

نشگفت که نیز باشد ای جان

در تو نتوان . . . حت که دانم

وقت تو عزیز باشد ای جان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و ارزش والای آن است. شاعر به معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که جان و زندگی انسان در عشق فدای محبوب می‌شود، چون عشق نسبت به محبوب اهمیت بیشتری دارد. او به زیبایی‌هایی اشاره می‌کند که از عشق ناشی می‌شود و بر این باور است که عشق قدرتی دارد که می‌تواند انسان را به بلندی‌ها برساند. همچنین، شاعر بیان می‌کند که در عشق، ولو که شرایط سخت باشد، هر عاشقی شجاعانه برای وصال محبوب مبارزه می‌کند. در نهایت، او اشاره می‌کند که وقت و لحظه‌های شیرین در کنار محبوب، بسیار ارزشمند و عزیز است.