شمارهٔ ۹ - گویا در مدح منتجب الدین حسین بن ابی سعد ورامینی گفته قوامی رازی
قوامی رازی / دیوان اشعار / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آنکه دولت بنده ایام اوست
شکر خلق عالم از انعام اوست
پایه دولت ز قدر و جاه اوست
سایه ملت ز بانگ و نام اوست
جود او شخصیست بر روی زمین
شکل هفت اقلیم هفت اندام اوست
آب حیوان زان خط چون ظلمت است
معجزات خضر در اقلام اوست
پادشاه چرخ شد خورشید از آنک
پاسبان وارش گذر بر بام اوست
فضل او جامیست بر دست خرد
راحت ارواح در ایام اوست
تا چنین جامی است او را زان جهان
جان کیخسرو فدای جام اوست
عقل او سیمرغ پنهان صورتست
کوه قافش خلقت پدرام اوست
کس نبیند در جهان سیمرغ را
از برای آنکه اندر دام اوست
مادت شیراز پی اطفال ملک
از سر پستان عدل عام اوست
آفرینش دوستان را چون بود!؟
که افتخار دشمنان دشنام اوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش و توصیف ویژگیهای یک پادشاه قدرتمند و بزرگ میپردازد. شاعر به دولت و اهمیت پادشاه در برقراری عدالت و رفاه برای مردم اشاره میکند. همچنین از جود و کرم او به عنوان منبع برکت برای جهان یاد میکند و آن را به مانند یک جام دانا و منحصر به فرد میداند که به آرامش روحها کمک میکند. در ادامه، شاعر به صفات فردی و معجزات پادشاه اشاره میکند و او را به سیمرغی پنهان در کوه قاف تشبیه مینماید. در نهایت، به تأثیر مثبت وجود او بر دوستان و تأثیر منفی بر دشمنان اشاره میشود. این شعر به طور کلی تمجید از ویژگیهای رهبری و عدالتطلبی پادشاه دارد.