نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲ قوامی رازی

قوامی رازی / دیوان اشعار / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

دولتت گر نیک ننوازد مرا

روزگار بد بر اندازد مرا

بینوائیها بسوزد جان من

گرنه جودت برگها سازد مرا

پایمال هر خسم دارد سپهر

سعی تو گرسرنیفزاید مرا

از سعادت چون کنم طرف کمر

چون نحوست کیسه پردازد مرا

از عنایتهای تو از زر و سیم

دستها گستاخ چون یازد مرا

کز شکایتهای دولت جان و تن

از تف اندیشه بگدازد مرا

گر معینی باشی اندر حق من

دل به بخت جاودان نازد مرا

تو عنایت کن که آنگه روزگار

گر بخواهد گرنه،بنوازد مرا

گر به خدمت کم رسم دست زمان

هر زمانی جنگی آغازد مرا

وربه خدمت می رسم چوگان چرخ

بر دردت چون گوی می بازد مرا

من سوار و مرد این میدان نیم

اسب اقبال تو می تازد مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار از ناهماهنگی بین محبت و عاطفه‌ دولت و روزگار سخن می‌گوید. او از سختی‌ها و مشکلاتی که زندگی به او تحمیل می‌کند، گلایه کرده و تأکید می‌کند که حتی اگر دولت به او لطف کند، مشکلات همچنان وجود دارند. شاعر از بینوایی و غم‌های زندگی می‌نالد و می‌خواهد که اگر دولت او را مورد لطف قرار دهد، روزگارش تغییر کند. او به عدم کنترل بر سرنوشت و ناامیدی از خوشبختی اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که بدون حمایت و عنایت دولت، به سختی‌های بیشتری دچار خواهد شد. در نهایت، او بر این باور است که موفقیت و کامیابی به ارادهٔ دیگران بستگی دارد و او تنها سرباز این میدان پرخطر است.