شمارهٔ ۱۸ غبار همدانی
غبار همدانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نسیم صبحگاهی چون شمیم زلف یارآرد
دل مجروح مارا مرهم ازمُشک تَتار آرد
نشیند بر کنار جوی دایم مردم چشمم
به امیدی که روزی سرو قدی در کنار آرد
دلا از خود مشو نومید اگر اشک روان داری
که چون آبی به خاکی ریختی تخمی به بار آرد
چمن آرای قدرت پرورد صد خار در گلشن
که روزی گلبنی را غنچه ای از شاخ خار آرد
بسوز ای آتش عشق استخوانم را که دهقانان
زنند آتش به گلبن تا نکوتر گل به بار آرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیباییهای صبحگاهی و تأثیر آن بر دل مجروح خود اشاره میکند. او انتظار دارد روزی معشوقی در کنار او بیاید. همچنین، به این نکته توجه میکند که حتی در دلشوره و گریهها، امیدی وجود دارد که مانند بذر در خاک به بار مینشیند. شاعر همچنین به قدرت بهار و شکوفهها در کنار خاری که در باغ هست نیز اشاره میکند و در نهایت، از عشق خود سخن میگوید و میخواهد آتش عشقش به اوج برسد تا زیبایی بیشتری خلق کند.