شمارهٔ ۴۳ غبار همدانی
غبار همدانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بگیرم خون پاک تاک ازین پس
بشویم دفتر ادراک از این پس
به مِی دلق ریائی را بشویم
شوم ز آلودگی ها پاک از این پس
صبا زد چاک بر پیراهن گل
زنم بر جامۀ غم چاک از این پس
اگر پیر مغان دستم بگیرد
نخواهم زیستن غمناک از این پس
اگر پامال خواهم شد چه باک است
ندارم دست ازین فتراک از این پس
نجویم گرچه میجستم ازین پیش
وفا زان دلبر چالاک از این پس
ز دست و پای زنجیرم گشودند
توانم ریخت بر سر خاک از این پس
نخواهم گرچه جانم بر لب آمد
پی زهر غمت تریاک از این پس
بگو دهقان عالم را که برخاک
نکارد جز نهال تاک از این پس
چو شد مقصود از جانانه حاصل
زجان دادن ندارم باک ازاین پس
چه سازم گر نسازم پس بسازم
دلا با گردش افلاک از این پس
هوا خواه تو شد مگذار ازین بیش
غبار خویش را بر خاک از این پس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تجدید حیات و رهایی از مشکلات و غمها اشاره میکند. او میگوید که از این پس میخواهد زندگیاش را با خلوص و پاکی آغاز کند و از آلودگیهای گذشته فاصله بگیرد. او میخواهد با فرارسیدن بهار و شادابی، غم و اندوه را کنار بگذارد و از خوشیهای زندگی بهرهمند شود. شاعر همچنین به عشق و وفا اشاره میکند و تأکید میکند که با یافتن آرامش درونی، دیگر نگران سختیهای زندگی نیست و به دنبال پیروزی و کامیابی است. او به زمینداران توصیه میکند که تنها درخت تاک بکارند و زندگی را با نیکوییها و عشق پر کنند. در نهایت، او بر این باور است که میتواند با امید به تغییرات مثبت، زندگی را دوباره بسازد و دیگر از غبار مشکلات نترسد.