شمارهٔ ۵۰ غبار همدانی
غبار همدانی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
برآنم که گر جامی آرم به چنگ
زنم سنگ بر شیشۀ نام و ننگ
از آنم شتاب است در دور جام
که دوران عمرم ندارد درنگ
نیندیشم از سختی راه دور
نباشد گرم توسن بخت لنگ
گر افتد بدستم گریبان مرگ
در آغوش جان گیرمش تنگ تنگ
اگر غرق دریای اشکم چه باک
نترسد ز طغیان دریا نهنگ
نرنجم که جانانه ام دست بست
اگرچه به دشمن دهد پالهنگ
بده ساقی آن آب یاقوت فام
ببین بر رخم اشک بیجاده رنگ
چه تدبیر کرد آن خردمند مرد
که پای طرب بست بر پای چنگ
مزن دم ز ناگفتنی کز کمان
چو بگذشت واپس نیاید خدنگ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از شوق و اشتیاق خود به نوشیدن شراب و زندگی فارغ از نگرانیها و موانع صحبت میکند. او دربارهی اینکه زندگی کوتاه است و نباید در آن درنگ کرد، تأکید میکند. حتی اگر مشکلات و خطراتی در مسیر زندگی وجود داشته باشد، او به همراهی مرگ با شجاعت و پذیرش مینگرد. شاعر به زیبایی و رنگینکمانی شراب اشاره کرده و از اینکه در جستجوی شادی و طرب است، سخن میگوید. به طور کلی، این شعر دعوتی به زندگی شادمانه و بدون ترس از فراز و نشیبهای آن است.