شمارهٔ ۵۲ غبار همدانی
غبار همدانی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا پر نشد ز بوی محبت دماغ دل
چون لاله پرده برنگرفتم ز داغ دل
جان میدهم به مژده گر آرد نسیم صبح
بوئی ز چین زلف توام در دماغ دل
ساقی چراغ جام برافروز تا کنم
در تنگنای ظلمت حیرت سراغ دل
پرتو فکند خسرو خاور به روزنم
چون کشته شد ز آه سحرگه چراغ دل
بر تنگدل فضای چمن کنج گلخن است
نیکوست طرف باغ ولی با فراغ دل
افتاد عکس ساقی گلچهره در شراب
گلها شکفته گشت براطراف باغ دل
خالی مکن صراحی چشم از سرشک ناب
تا پر شود ز بادۀ شوقت ایاغ دل
در وصف شکّرین لب جانان نمی دهد
فرصت به طوطیان سخن سنج زاغ دل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساس عمیق عشق و longing اشاره دارد. شاعر در وصف عشق و دلبستگی خود از بوی محبت و عطر زلف محبوب سخن میگوید. او از روشنی و شور زندگی که با محبت محبوب به وجود میآید یاد میکند و به زیباییهای طبیعت نیز اشاره دارد. در عین حال، از دلتنگی و تنهایی در دل شب نیز گلایه میکند. در کل، این شعر ترکیبی از زیبایی، درد و شوق عاشقانه است.