شمارهٔ ۵۶ غبار همدانی
غبار همدانی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
نه چنان ز عشق بیمار وز هجر مستمندم
که توان قیاس کردن که چقدر دردمندم
خردم کند ملامت که مرو بکوی خوبان
چکنم؟ نمیتوانم که جنون کشد کمندم
دگر از عمارت دل به جهان مرا چه حاصل
که به سیل اشک بنیاد وجود خویش کندم
ز فراق مهر رویت شده پیکرم هلالی
چه خوش است اگر بکوبی تو بدان سُم سمندم
منم آن شکسته پر مرغ که نیست آشیانی
به جز از شکنج دامم بجز از خم کمندم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و دردهای ناشی از عشق و جدایی میپردازد. شاعر از حالت بیمارگونهاش در عشق و بیقراری ناشی از دوری معشوق سخن میگوید و ابراز میکند که نمیتواند دردی را که دارد اندازهگیری کند. او از ملامتها و مشکلاتی که در عشق به وجود آمده، نالان است و با توجه به فراق معشوق، دلش انگیزهای برای زندگی نمییابد. همچنین به احساس تنهایی و نداشتن سرپناه اشاره میکند و بیان میکند که به دام عشق گرفتار شده است و از آن نمیتواند فرار کند.