شمارهٔ ۶۱ غبار همدانی
غبار همدانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
بجز رویت نخواهم رو به روی دیگری آرم
بجز گوش تو با گوشی سخن گفتن نمی آرم
منت ای ماه دوهفته چو مام بچه گم کرده
همی از خویش و بیگانه ز هر سویی طلبکارم
ز خود خالی شدم چون نِی ز تو پر شد رگ و هم پی
نظر کن کز دم عشقت چنان زیر و بمی دارم
ز هجر و وصل آن دلبر کدامین گفتنم خوشتر
به وصلش بیم هجر او به هجرش شوق دیدارم
چو من یک سوخته اختر ندیده گنبد اخضر
که سرگردان به کار خود همی بر سان پرگارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و تنهای شاعر است. او میگوید که فقط میخواهد صورت معشوقش را ببیند و هیچکس دیگر برای او اهمیت ندارد. احساس گمشدگی و انتظار او برای دیدار معشوقش شبیه به جستوجوی مادری برای فرزندش است. شاعر از عشق و دلتنگیاش سخن میگوید و اینکه چگونه این عشق او را تغییر داده و او را به سمت خود خالی کرده است. او در میان هجر و وصال معشوقش در نوسان است و نماد یک موجود سرگردان است که نمیداند چه باید بکند.