نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۳ غبار همدانی

غبار همدانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

ساقی قدحی پر کن مطرب به دفی کف زن

در پیش سپاه غم با خیل طرب صف زن

تا چند ز غم گردن در سلسله ها داری

چنگی پی آزادی بر سلسله دف زن

تا در خم گردونی زین راز نه ای آگه

جهدی بکن و سنگی بر این خم اجوف زن

با این خر لنگ ای دل این راه نگردد طی

یا پای به دامن کش یا بانگ به رفرف زن

در طی طریق ای دل خوش نیست گرانباری

در منزل یک روزه خرگاه مخفف زن

این خرقه تقوا را بفروش و مجرد شو

با ما بخرابات آی جامی دو سه غرقف زن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از ساقی می‌خواهد که جامی پر کند و نوازنده‌ای با دفی بنوازد تا در میان غم و اندوه، شادمانی و خوشحالی برقرار شود. او از غم پیشین خسته است و از مخاطب می‌خواهد تا با استفاده از موسیقی و شادی، به آزادی و رهایی دست یابد. شاعر به عدم آگاهی از راز زندگی در جهان اشاره می‌کند و دعوت به تلاش و کوشش برای تغییر وضع موجود می‌کند. او بر اهمیت رهایی از بار سنگین غم و رنج تأکید می‌کند و به نوعی لزوم رهایی از یک زندگی خشک و قاعده‌مند و روی آوردن به خوش‌گذرانی و جشن‌وپیکر را مطرح می‌کند. در نهایت، پیشنهاد فروش تقوای ظاهری و پیوستن به زندگی شاد و بی‌خیال در جمع دوستانه و خوش‌حال را می‌دهد.