نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۸ غبار همدانی

غبار همدانی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

خیال توبه کردم دی ز مستی

ولی از توبه نِی از می پرستی

بیا ساقی بده می تا بشویم

ز لوح خودپرستی نقش هستی

مرا درسی که استاد ازل گفت

حدیث عشق بود و رمز مستی

تو پنداری که زالی باکلافی

به عمداً نرخ یوسف می شکستی

چو شاه عشق باج از ملک دل خاست

نمی بخشد به عذر تنگدستی

تو صاحب نعمتی ساقی ببخشای

به مخموری که دارد تنگدستی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزل در مورد توبه و دلبستگی به عشق است. شاعر ابتدا خیال توبه را می‌کند، اما از می‌پرستی دست نمی‌کشد. او از ساقی می‌خواهد تا می نوشاند تا از خودپرستی رهایی یابد و عشق را تجربه کند. به نقل از استاد ازل، عشق را به عنوان درس و رمز مستی یاد می‌کند. شاعر با اشاره به مظلومیت و تنگدستی خود، از ساقی می‌خواهد که او را ببخشد و به خاطر عشق و حال خوشی که می‌طلبد، به او کمک کند.