نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۶ غبار همدانی

غبار همدانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای لعل لبت کوثر و رویت چو بهشتی

از نار محبت تو گِلَم را بسرشتی

گر کفر دو زلفت نبود رهزن ایمان

شیطان صفتش در ره رضوان چه بهشتی

از عشق تو آوَخ که ندانم به سر من

منشی قضایای الهی چه نوشتی

تا پا به ره گنج وصالت بنهادم

هر شب سر همّت بنهم برسر خشتی

عشقت ابدالدّهر از آن مذهب ما شد

کش روز ازل با گل ما حق بسرشتی

ای یار جفا جو بوفا کوش که از ما

ماند به جهان گذرا نیکی و زشتی

عاشق اگرت ره به حرم نیست مخور غم

معشوق تو با تست برو ور به کنشتی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی و معصومیت محبوبش اشاره می‌کند و عشق به او را به عنوان منبعی از محبت و رحمت می‌داند. او از جذابیت زلف‌های معشوق و تأثیر آن بر ایمان صحبت می‌کند و به ناپایداری دنیا و ارزش‌های آن اشاره می‌کند. شاعر همچنین از عشق خود به معشوق شکایت می‌کند که نمی‌داند سرنوشتش چه خواهد شد. او با اشتیاق به دنبال وصال محبوب است و به روزهای ازل و سرشت عشق اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به معشوق توصیه می‌کند که به وفا و نیکی توجه کند و عاشق را دلداری می‌دهد که حتی اگر به حرم عشق نرسد، همواره معشوق در دل اوست.