نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۵ غبار همدانی

غبار همدانی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)

بر گردنم از مویت پیوسته طناب اولی

سرپنجه ات از خونم همواره خضاب اولی

در خُمّ فلاطونی اسرار محبت نیست

یک چند فرو رفتن در خُمّ شراب اولی

عشق آمد و عقلم را در پرده نهان فرمود

کاین صورت بی معنی در زیر نقاب اولی

چون وصل میسّر شد دل ناله فزونتر کرد

چون عیش فراهم شد با چنگ و رباب اولی

این مسجد اگر روزی میخانه تواند شد

محراب و شبستانش امروز خراب اولی

بر شیشه بنه پنبه چون موی سپید آید

صهبای کهن خوردن در عهد شباب اولی

چون عمر گرامی را با وصل درنگی نیست

گر هجر فراز آید البته شتاب اولی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عشق و رابطه عمیق شاعر با معشوق است. شاعر در حال توصیف احوالات و احساسات خود در عشق است. او بر این نکته تأکید می‌کند که وجود معشوق همچون طنابی به گردنش است و عشق به او عقل را در پرده‌ای پنهان کرده است. شاعر به یاد می‌آورد که در پی وصل با معشوق، دلش به شدت می‌نالد و احساس شادی را در کنار موسیقی تجربه می‌کند. او همچنین می‌گوید که اگر روزی این مکان به میخانه‌ای تبدیل شود، به یاد عشق و جوانی‌اش خواهد بود. شاعر به سرعت گذر عمر و اهمیت استفاده از لحظه‌های عاشقانه در زندگی اشاره می‌کند و در نهایت از عدم وجود زمان برای جدایی صحبت می‌کند.