شمارهٔ ۲۷۵ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عشاق چه جمعند؟ پریشان شدهای چند
با خود ز جنون دست و گریبان شدهای چند
مرغان چمن، چاشنی گریه ندانند
خو کرده ز گل با لب خندان شدهای چند
دانی چه بود دیده این گریهپرستان؟
گرداب صفت مرکز طوفان شدهای چند
چون صبح نخندند چرا بر دل صد چاک؟
خرسند به یک جاک گریبان شدهای چند
یک ناله ز ضعف از دل احباب نخیزد
حاصل چه بود از ده ویران شدهای چند؟
بردار ز رخ پرده، که مشتاق جمالند
چون آینه در روی تو حیران شدهای چند
در حیرتم از آتش دوزخ که چه خواهد
از سوخته آتش حرمان شدهای چند
وقت است که از وادی عقلم برهانند
از شهر تسلی به بیابان شدهای چند
ابنای زمان، نقش صنم خانه چیناند
دل برکن ازین صورت بیجان شدهای چند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقان و پریشانیهای آنهاست. شاعر به چالشهای عشقی و جنون ناشی از آن اشاره میکند و از احوالات دلسوختگان و ارتباط آنها با معشوق سخن میگوید.ایهها به ناتوانی و بیحالی عاشقان در برابر عشق اشاره میکند و به بیروحی دنیا و بیفایده بودن بعضی از کمالات اشاره دارد. در نهایت، شاعرمعتقد است که عشق واقعی و زیبا باید در دلها جا بگیرد و آینههای دل به زیباییها پاسخ بدهند.