شمارهٔ ۴۵۸ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هرگوشه چو مینا، صنم حور سرشتی
در زیر فلک نیست چو میخانه بهشتی
تنگ است چنان عرصه افلاک که گویی
چون خانه خم گشته بنا، بر سر خشتی
چون غنچه که باشد که گریبان نکند چاک؟
آواز نی و جام می و دامن کشتی
آن گریه کجا رفت که طوفان صفتش را
بر صفحه دریا به خط موج نوشتی؟
دیدند دغا باختن کعبه روان را
آن قوم که بر کعبه گزیدند کنشتی
خم بر سر خود داد ز افتادگیاش جای
در میکده کمتر نتوان بود ز خشتی
نامم نتوان برد ز خواری برش امروز
آن روز کجا شد که به من نامه نوشتی
قدسی خبرت نیست که در میکده عشق
هر گوشه بهشتیست نهان در ته خشتی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیباییهای میکده و عشق پرداخته و آن را به بهشت تشبیه میکند. او بیان میکند که در دنیای آشفته و محدود، میکده و عشق همچنان جذاب و دلانگیز باقی ماندهاند. شاعر با استفاده از تصویرسازیهای مختلف، به شگفتیهای و ناپایداریهای وجود انسانها و احساساتشان اشاره میکند، بهخصوص ناپایداریها و دردهایی که بر دل مینشینند. در نهایت، شاعر به اهمیت عشق و جستجو برای زیباییهای پنهان در زندگی اشاره دارد.