شمارهٔ ۱۴ - تعریف نورباغ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / مثنویها / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بهشت جاودانی نورباغ است
که این معموره را چشم و چراغ است
چنارش دست بر دل میگذارد
دماغ ناز سرو و گل ندارد
نباشد لاله را پیش گل آن حال
که پوشد از ته دل، جامه آل
کف تاکش مگر مغز خود افشرد؟
که حسن پنجه خورشید را برد
شکسن شاخ را دل کی دهد بار؟
هوا گو مومیایی را نگه دار
نسیمش کز رطوبت نیست خالی
شکسته شیشه بیاعتدالی
تعالی الله چه باغ دلپسندست
که از سروش قیماتها بلندست
بود خاکش عبیر طره حور
ازین گلزار بادا چشم بد دور
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف بهشتی جاودانی به نام نورباغ میپردازد که دارای زیباییها و جلوههای خاصی است. چنارها و سروها به زیبایی در آنجا قرار دارند و لالهها در مقایسه با گلها ارزش کمتری دارند. شاعر به ویژگیهای خاص این باغ اشاره میکند که در آن طراوت و خنکی وجود دارد و نسیم آن نیز خوشایند است. همچنین این باغ، نماد آرامش و دلپذیری است که فضایی بکر و از خود دور دارد، و در نهایت به پاکی و زیباییهای آن اشاره میشود که از چشم بد در امان است.