شمارهٔ ۱۳ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / مطالع و متفرقات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
منم که خون جگر، لالهزار باغ من است
جراحتی که ز مرهم فزوده داغ من است
به دست عشق چنان کردهام پی خود گم
که گم شود پی آن کس که در سراغ من است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات از درد و رنجی که به خاطر عشق تحمل میکند صحبت میکند. او به شدت تحت تأثیر احساساتش قرار دارد و میگوید که عشق او را به گونهای迷惑 کرده که مسیر خود را گم کرده است. این احساسات شدید، مانند جراحتی عمیق، بخشی از وجود او شده و نشاندهندهی داغی است که در دلش باقی مانده است.